|
|
|
|
|
مصطفی کارگر: اما در حوزه نمايشگاهي همايش نيز دنبال دلايل عدم حضور بودم. با داشتن اين سوال در ذهن خود، در اولين جايگاه، «گروه گردآورندگان فرهنگ گراشي» را مورد سوال قرار دادم. گروه گردآورندگان فرهنگ گراشي از سالها پيش تاکنون، سه عضو اصلي دارد که شامل آقايان عبدالعلي صلاحي، مهدي آيينهافروز و مهدي جباري ميشود. ويژگي تحقيقاتي اين گروه، طوريست که هم با مردمشناسي در ارتباط است و هم با زبانشناسي و ميراث فرهنگي و صنايع دستي قديمي. وقتي از عبدالعلي صلاحي ـ که خود از اعضاي شوراي شهر گراش نيز هست ـ دليل را پرسيدم، بيشتر جوابشان شخصي بود. درد دل هم کردند. به طور کلي اين جوابها را از ايشان شنيدم: «شخصا براي ارايه مقاله در بخش زبانشناسي و مردم شناسي شروع کردم. اما به خاطر مشغلهي کاري که داشتم و همزماني فرصت ارايه مقاله با ايام برگزاري جشنواره فيلم کوتاه کل گراش و کارهاي مربوط به شوراي اسلامي شهر، مهلت گذشت و بالاخره نشد چکيده مقالات را بفرستم. هرچند از طرف افراد جهت حضور در نشستهاي تخصصي به منظور صحبت و سخنراني در مورد مردمشناسي و معرفي بناهاي تاريخي دعوت ميشدم، اما شرايط اجازه نميداد شرکت کنم. هرچند برخي اساتيد را معرفي کرديم و از آنها دعوت شد. اين تمام ماجرا نيست. در زمان برگزاري هفته فرهنگ لارستان که سالهاي گذشته مطرح شد، حضور بچههاي گراشي در نمايشگاه به شدت زياد و چشمگير بود و خيلي خوب عمل کردند. حتي کار شاق و مشکل «اردهسازي» به شکل سنتي و با استفاده از چهارپايان را به نمايش گذاشتند. اما هيچکدام از نيروها نه از لار و نه از سوي گراش تقدير نشدند. همه چيز به اسم مرکز تمام شد. از ميراث فرهنگي هم تماس گرفتند اما ديگر انگيزه و دل و دماغي نبود. با مسوول ميراث فرهنگي شهرستان هم صحبت کردهايم و گله کردهايم که چرا فقط در لار هزينه ميکنند و به ديگر بخشها نميپردازند؟ اما جواب قابل قبولي نشنيدهايم. به خاطر اين مشکلات، اعضاي ميراث فرهنگي جواب مثبتي ندادند. هرچند اعضاي انجمن ميراث فرهنگي در برنامه بازديدها از گراش همکاري کردند اما به عنوان اعتراض در نمايشگاه حاضر نشديم. توانايياش را هم داشتيم». به سراغ بخشدار هم رفتم. تلفني که با عبدالحسين مهروري، بخشدار محترم شهر صحبت کردم و سوالم را پرسيدم، ايشان گفتند: «در يکي دو جلسه مربوط به برنامهريزي که حضور داشتيم، دبيرخانه همايش چيزي از ما نخواست. تنها خواستار برقراري امنيت و رفع مشکلات احتمالي هنگام بازديد مهمانان از اماکن تاريخي در شهر گراش شدند. ولي روز بازديد حتي به ما اطلاع هم ندادند ولي بعد شنيديم که آقاي آيينهافروز همراهي و راهنماييشان ميکرده است». مهدي آيينهافروز، يکي از اعضاي گروه گردآورندگان فرهنگ گراشي که حالا چندساليست در اداره فرهنگ و ارشاد لار مشغول به کار است، بهواسطهي محل و نوع کارش کمي به دبيرخانه همايش نزديکتر بوده است و حرفهايي زد که جالب توجه بود: «خانم بنيزماني، مسوول دبيرخانه همايش، ميگويد در مورد برگزاري نمايشگاه مردم شناسي و صنايع دستي با بخشدار گراش صحبت کردهايم و نامهنگاري هم شده است. با يکي از اعضاي شوراي اسلامي شهر گراش نيز در تماس بودهايم. اما در کل جواب مثبتي دريافت نشد». مجدداً از عبدالعلي صلاحي پرسيدم که طبق صحبتهاي خانم بنيزماني، با شوراي شهر گراش نيز در ارتباط بودهاند. شورا در اين زمينه چه کاري انجام داده است؟ ايشان در جواب گفتند: «شوراي شهر گراش فقط براي حضور دعوت شد و کارت ورود به جلسات هم البته از قبل به دست تمام اعضاي شورا نرسيد». من شخصا فقط براي لحظاتي دکتر فتحي، رييس شوراي شهر را در جلسه افتتاحيه همايش ديدم و با هم صحبت کرديم و حال و احوالي پرسيديم. مهدي جباري، يکي از اعضاي گروه گردآورندگان فرهنگ گراشي و مسوول خانه فرهنگ گراش نيز سخنان تامل برانگيزي گفت که شايد به نوعي بشود گفت ما را به يکي از دلايل اصلي رساند: «از دبيرخانه همايش و ميراث فرهنگي مرکز شهرستان تماس ميگرفتند و از خانه فرهنگ ميخواستند که در نمايشگاه صنايع دستي و مردمشناسي غرفه برگزار کنيم. ولي ما نيرو نداشتيم. گفتيم کسي را نداريم و غرفه نميزنيم. البته بعدها کساني مدعي همکاري شدند. اما طبق تجربه بهدست آمده ميدانيم که ادعايي بيش نيست و همان افراد وقتي نوبت عمل شد، پا پس ميکشند و حاضر نميشوند». اميدواريم خود را بشناسيم و بشناسانيم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو - مصطفي کارگر: همايش بينالمللي زبانشناسي و مردمشناسي لارستان که در اواخر اسفندماه سال هزار و سيصد و هشتاد و هفت خورشيدي در لار اجرا شد، فرصتي زيبا و خوب بود که تعداد زيادي انديشمندان و فرهيختگان و اساتيد دانشگاه و اهل قلم ايران زمين گرد هم آمدند. غير از کنفرانسها و ارايه مقالات تئوري، همزمان بخش نمايشگاهي و غرفههاي مردمشناسي و ميراث فرهنگي و صنايع دستي هم با حضور بخشها و شهرستانهاي منطقه برپا شد که فرصت بسيار مناسبي بود براي محققان و پژوهشگران و البته مردم که از نزديک با آداب و رسوم بومي و محلي ديگر مناطق آشنا شوند. بخش ديگر همايش، ديدار از مناطق و آثار باستاني و ميراث فرهنگي موجود در منطقه را شامل ميشد. سوال بازیدکنندگان گراشي، اين بود که چرا گراش و گراشيها در اين همايش چند روزه حضور و نمودي نداشتند. در بخش سخنرانيها و ارايه مقالات تنها سه مقاله از گراشيها بود که به بررسي فرهنگ و ادب گراش پرداخته بود و در کتابچهي گزيده مقالات ارسالي به دبيرخانه همايش نيز به چاپ رسيده بود. جداي از اين، موارد بسيار کم و انگشتشمار ـ تا جايي که شناخت داشتم ـ از دانشآموزان گراشي که در لار تحصيل ميکردند نيز با کمک دوستان خود و به صورت گروهي مقاله ارايه داده بودند. اما در بخش نمايشگاهي هيچ اسم و نشاني از گراش نبود. شرکت در همايش بزرگ اينچنيني، جز انگيزه شخصي، حضور رسمي و اداري ارگانهاي شهر را هم طلب ميکرد که خود کمک بزرگي به شناساندن شهر و ديارمان است و هم به لحاظ حقوقي، اعتبار و ارزش دارد. بخش کنفرانسها و ارايه مقالات مربوط به زبانشناسي و مردمشناسي، تحصيلکردههاي مربوط به اين حوزهها، اولين کساني هستند که احتمال حضورشان بيش از ديگران و مردم عاديست ـ که البته تنها دارندگان کارت ورود به جلسات اجازه ورود داشتند ـ و لااقل انتظار فعاليت از آنها بيشتر ميرود. مثلا کساني که در رشتههاي زبان و ادبيان فارسي، زبانشناسي، جامعهشناسي و تاريخ تحصيل ميکنند و يا در مقاطع مختلف فارغالتحصيل شدهاند، احتمال حضور و ارايه مقاله توسط آنها به مراتب بالاتر از ديگران بود. هرچند مدرک تحصيلي مهم نبود. اما جز تعدادي معدود، کسي در اين راه قدم برنداشت که خود نشان از عدم پويايي و تحرک اجتماعي و مکتوب قابل انتظار است. بنابراين دلايل عدم حضورشان در مرحلهي اول برميگردد به سلايق شخصي و در مرحله دوم به جو حاکم بر شهر مرتبط است که تا حدودي همه سر در لاک خود دارند و به طور جمعي، کمتر به رويشها و پويشهاي علمي منطقه توجه دارند. اين مبحث، موضوع مفصل و ظريفيست که نيازمند فرصت و نگارشي مجزا و موشکافانه است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:55 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:51 توسط
|
|
||||||
|
|
|
|
|
ميرحسين موسوي هشدار داد: کوته نگري، فساد اداري، خريد رأي و سکوت رسانههاي رسمي در کشوری که حتی یک نفر به دلیل فقر دچار اعتیاد شود، از بین برود و خانوادهاش نابود شود، زندگی کردن دشوار است و ما باید از این مساله درد بکشیم. بخشی از فساد اداری و دولتی به این مساله برمیگردد که وقتی کسی هدیهای میگیرد، انتظاری در او برای پاسخ دادن به هدیه به وجود میآید؛ اما اتفاقی که در کشور ما میافتد و بسیار فراتر از این فساد ظاهری است، این است که دستگاههای دولتی برای گرفتن رای، هدایایی توزیع ميکنند این شائبه وجود دارد که بخش عمدهای از کسریهایی که الان دیوان محاسبات عمومی در تفریغ بودجه بر آن تاکید میکند و به خزانه ریخته نشده، در خدمت همین مساله به کار گرفته شده است. طرح این مساله باید به شکلی باشد که به عزت مردم فقیر و نیازمند، لطمه نخورد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:28 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
خانواده روبينا با روياي ميليونرشدن به دوبي ميروند؛
پدر دخترك «ميليونر زاغهنشين» او را به بالاترين قيمت ميفروشد
خبرگزاري فارس: پدر بازيگر كودك فيلم «ميليونر زاغهنشين» (روبينا علي) قصد دارد دختر 9 ساله خود را به بهترين پيشنهاد، به يك خانواده متمول بفروشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:16 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 12:3 توسط
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
متن خلاصه سخنرانی ناصر فکوهی در «همایش بینالمللی لارشناسی» آخرین روزهای سال گذشته «همایش بینالمللی لارشناسی» به تاریخ 24 اسفند 1387 برگزار شد که ناصر فکوهی، دانشیار گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و نایب رئیس انجمن انسانشناسی ایران در آن به ایراد سخنرانی پرداخت. آنچه در پی میآید خلاصه سخنرانی وی در این همایش است. یک رویکرد آسیبشناختی ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو ویژه لارستان شماره هفتم خود، اسفندماه 87، را در قطع مجلهای و در 12 صفحه منتشر کرده است. به گزارش سردبیر، این تغییرات به دلایل «کمبود زمان انتشار و درگیریهای هیات تحریریه نشریه ... و ماهیت مطالب این شماره» اتفاق افتاده است و در شمارههای آینده به همان اندازه قبلی باز خواهند گشت. روی جلد این شماره به عطااله اسروش و نمایش «بَبَ یعقوب» اختصاص دارد و مصاحبهای با اعضای این گروه در صفحات داخلی چاپ شده است. یک مصاحبهی مفصل هم با دکتر مریدی، دبیر همایش زبانشناسی لارستان چاپ شده است با عنوان «هدف همایش، بازپویایی یک هویت.» انتخابات آتی ریاست جمهوری هم موضوعی است که این نشریه قول پرداختن به آن را داده است و در اولین قدم به سراغ کاندیدایی رفته که چند روز بعد از انتشار نشریهشان از رقابتها کنار رفت: سید محمد خاتمی. یادداشتهای بهاری هم به عنوان هدیه نوروزی هیات تحریریه ارایه شدهاند، ولی خود نویسندهها هم به تلخ بودن هدیهشان اذعان دارند! در این شماره یک بازخوانی از بحران اقتصادی گراش به قلم فاضل شمسیزادگان هم ارایه شده که به علل و پیامدهای این بحران پرداخته است. صحبت نو ویژه فیشور در شماره 37، فروردین 88، از حضور فعال فیشور در هفتهی شهر تاریخی لارستان کهن گزارش داده است. گزارشیهایی از برگزاری هفته وحدت در شهرستان خنج و دیگر مناطق سنینشین جنوب فارس، ضبط برنامههای هفتهی وحدت در فیشور، و سرمایهگذاری در صنعت طیور هم در این شماره آمده است. تاریخچه حضور ایرانیها در لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا هم به ورزشدوستان هدیه شده است. خواندنیهای کوتاه و متنوع دیگری هم در بخشهای ادبی، اجتماعی و زنان در این شماره منتشر شدهاند. اما شماره 49 ماهنامهی پسین دهکویه، فروردین 88، مصادف است با هفتسالگی این نشریه؛ با این توضیح که این نشریه تا چند شماره اول خود به صورت داخلی منتشر میشده است. این همت و دستاورد را به همکارانمان در این نشریه تبریک میگوییم. این شماره با گزارشهای مفصلی از همایش زبانشناسی و همچنین گزارش حضور دهکویه در هفته تاریخی لارستان کهن شروع شده است. دو مطلب اعتقادی جالب هم در این شماره چاپ شده است: اولی «در محضر آفتاب» که مجموعهای از سخنان و کارهای ارزشمند مقام معظم رهبری است؛ و دومی خطبهای است از امیرالمومنین علی (ع) که در کمال حسن و بلاغت است چون در آن حرف الف به هیچ وجه استفاده نشده است! آفاق، فصلنامه (داخلی) علمی، فرهنگی، ادبی شهر لطیفی، هم با شمارهی 18-19 خود در زمستان 87 و بهار 88 وارد هفتمین سال انتشار خود شده است. آفاق چند مطلب اختصاصی خواندنی دارد: یکی اطلاعاتی دربارهی فلسطین که به درد خیلیها -که فقط دربارهی این کشور مظلوم میشنوند ولی حتی نمیدانند چه تاریخی دارد و کجا واقع شده و به چند بخش تقسیم میشود- خیلی میخورد. و دیگری شرح حال آیتاله عبدالعلی آیتالهی از زبان خودشان به همراه نمونههایی از خط نستعلیق ایشان. آفاق سعی داشته مجلهای همهپسند و با خواندنیهای کوتاه و متنوع باشد. انواع مطالب دینی، علمی، فرهنگی، ادبی و سرگرمی در این شمارهی آفاق به چشم میخورد. میلاد لارستان در شماره 558، هفتهی اول فروردین 88، خبر از آزاد شدن سه زندانی جرایم غیرعمد در آستانه نوروز داده است. این آزادیها از طریق کمکهای نیکوکاران به این زندانیها انجام شده و مددکار زندان لارستان از مردم خواسته است که به این عمل خداپسندانه توجه بیشتری داشته باشند. حضور ریاست عالیه دانشگاه پیام نور کشور در اوز لارستان برای افتتاح آزمایشگاه مرکزی و نمازخانهی دانشگاه پیام نور اوز هم گزارش مهم دیگری است که در این شماره آمده است. پاسگاه ویژهی منابع طبیعی لارستان هم افتتاح شد و حافظ رحمتاله باقری به فرماندهی این پاسگاه منصوب شد. شماره تلفن 09696 به نام تلفن امداد جنگل و مرتع به منظور کسب اطلاعات و اخبار مردمی به طور رایگان و شبانهروزی برقرار شده است. بخشی از نامهی حمایت جامعهی پزشکی از دکتر حسننژاد، رییس مستعفی بیمارستان گراش نیز در این شماره آمده است. این شماره همچنین خبر از ثبت 10 اثر تاریخی شهر و بخش جویم در ردیف آثار ملی داده است و گزارشی ارائه داده است از حضور معاون تربیت بدنی فارس در گراش و برنامهای که با حضور او در سالن مجموعه آبشار اندیشه اجرا شد. شماره 559 میلاد لارستان، هفته سوم فروردین 88، خبر از بازدید دکتر آصفی از موسسه آبشار اندیشه گراش میدهد. او این مجموعه را بینظیر و بسیار کاربردی خوانده است. احداث باغ سازگاری کنار در منطقه لارستان در آیندهای نزدیک نیز تیتر دوم این شماره میلاد است. چاپ سلسله مقالاتی هم با عنوان «آثار و تبعات فرهنگ مصرفگرایی» از این شماره شروع شده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:45 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 14:27 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو :نویسنده در این مطلب ضمن یادکرد نگاه مثبت گراشی ها در تاسیس های عام المنفعه در منطقه ی لارستان بر مدیریت بحران مالی گراش انتقاداتی را وارد دانسته است. بخوانید و نظر دهید.
سید احمد عسکری : هر قوم و ملتی، گاه و بیگاه مرتکب اشتباهاتی کوچک و بزرگ میشود و این یکی از اصول زندگی است که بدانیم هر لحظه «امکان اشتباه» بر ما میرود. فلسفۀ اشتباهپذیری است که لزوم دانش، تجربه، مشاورت و تفکر را در زندگی بشریت معنا میدهد و به ما یاری میرساند که سره را از ناسره تمیز دهیم، دامنۀ اشتباهاتمان را محدود سازیم و اگر خطایی دامنمان را گرفت، عقل را از سرمان نگیرد، بحران را افسارگسیخته نسازد و باری بر مشکلاتمان نیفزاید. لاجرم انسان هوشیار تنها آن کسی نیست که مرتکب اشتباهاتی نشود؛ عاقل آن کسی است که از عهدۀ رفع خطا و دفع بلا برآید و خود را در تنگناهای مشکلاتِ پیشآمده نبازد. این مقدمه برای آن است که گراش دیروز و امروز را مرور کنیم. گراش طی سالیان گذشته در منطقۀ لارستان و مناطق جنوبی کشور از اعتبار و وجاهت بالایی برخوردار بوده است؛ عوامل متعددی از جمله: خیرین گراشی، یبمارستان و نظام پژشکی گراش، شخصیت مردمان این دیار، نظام شهری و غیره و غیره در حسن شهرتش موثر بوده است. تلاش گستردۀ گراش برای تکیه زدن بر اریکۀ مجلس شورای اسلامی در دورههای متوالی انتخابات، بر همگان آشکار بود. گراش در انتخابات دور هشتم از رقبای بیرمی و لاری پیشی گرفت و به آرزوی دیرین خود رسید. به نظر میرسید پیروزی کاندیدای گراش، نقطۀ عطفی در تاریخ گراش باشد و به تقویت موقعیت گراش در منطقه بیانجامد. از گراش انتظار میرفت که سنت «نماینده داشتن» را تثبیت کند، از نیروهای فعال منطقه مشاورت همهجانبه گیرد و یارگیری سیاسی و معنوی کند. اما ورق به گونهای دیگر برگشت و فرصت طلایی گراش به تهدیدی تاریخی و خسرانی عظیم مبدل شد. در پی بحران مالی و کلاهبرداری میلیاردی علاوه بر خسارتهای مالی، جایگاه معنوی گراش در منطقه نیز تنزل کرد و از نظر اجتماعی و فرهنگی آسیبهای جدی بر آن وارد کرد. گراش در این برهۀ حساس نتوانست آنچنان که بایسته است، بحران را مهار کند و نه تنها به حفظ موقعیت و نفوذش در منطقه برنیامد، بلکه از درون هم دچار سردرگمی شد و چنان رنجی بر مردمانش وارد شد که شاید تلخترین تجربۀ تاریخی هر یک از آنها باشد. کلاهبرداری در هر صورت انجام شد که خود نتیجۀ تلخ اشتباهات بزرگی است که یک ملت گاه تجربه میکند، اما اشتباه دوم گراش به سنگینی در حال جریان است: بیش از دو ماه است که بحرانی با این دامنه رخ داده، لیکن مدیریت بحران نمیشود و افسارگسیخته به روح و روان و زندگی مردم میتازد. از شواهد و قراین پیداست که بزرگان گراش در کنترل بحران چندان موفق نبودهاند و تلاش جمعی و هدفمند برای بازگرداندن اعتبارات ریالی و آرامش روانی، جای خود را به برخوردهای احساسی و طعن و لعن داده است. با توجه به پایان دورۀ اول رئیس دولت و رئیس قوۀ قضائیه، حضور جناب علیاصغر حسنی در مجلس و جنبۀ عمومی داشتنِ کلاهبرداری میتوان اقدامات مؤثری در سطح ملی انجام داد که نگارنده به دلایلی از ذکر آن پرهیز میکند، اما به هرحال در چارچوب قانون و حفظ امنیت داخلی میتوان فعالیتهای هدفمندی برنامهریزی کرد. البته در این وضعیت بحرانی علاوه بر تلاش جمعی و همدلی همگانی، توجه و همت ویژۀ علیاصغر حسنی بیش از همه احساس میشود، چراکه علاوه بر در خطر بودن امکان پیروزیشان در دور بعد مجلس، موقعیت حقوقی ایشان بعنوان رئیس هیئت مدیره شرکت تحت اتهام «برگ سبز مطهر» و اعتماد دوستان همشهری به ایشان دلیلی است بر لزوم تلاش شبانهروزی و رایزنی مؤثر با مقامات دولتی و قضائی. بحران مالی گراش تشنۀ مدیریتی توانا و نیازمند بهرهگیری از تمام فرصتهای اداری، رسانهای، حقوقی و مدنی(از جمله تقویت کمیته صالحین) است تا سرمایهها استرداد شود، خاطر اهالی آرام گیرد، اعتماد به نفس دگربار حاصل شود، سرمایههای اجتماعی و فرهنگی ترمیم شود و امید در گراش پدیدار شود. saaskari@gmail.com |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:28 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: علیاصغر حسنی نماینده مردم لارستان و خنج از رییس مجلس شورای اسلامی برای حل بحران اقتصادی گراش تقاضای کمک کرد. حسنی در نامه 25 فروردینماه به لاریجانی روند کلاهبرداری در گراش را تشریح کرده است. همچنین در این نامه حسنی به متواری بودن نجفی تاکید کرده است. متن نامه را در ادامه مطلب بخوانید: برادر بزرگوار جناب آقاي دكترلاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي با سلام وتحيات احتراما، پيرو مذاكره حضوري به استحضار ميرساند فردي به نام سعيد نجفيزاده فرزند محمدرضا در سال 87 با جلب اعتماد تعدادي از شهروندان و درنهايت بهصورت معالواسطه بنحو زنجيرهاي از طريق سرمايهگذاري تحت عنوان مضاربه معاملاتي صوري انجام داده و قريب چند هزار نفر از اهالي گراش كه بيشتر از قشر جوان ميباشند و با اعلام سود سرشار با پرداخت سودهاي مقطعي، افراد را به عوائد بالا اميدوار ساخته و در پي جلب اعتماد اين افراد مبالغ كلاني را كلاهبرداري نموده است. به طوري كه بعضي از افراد تمام هستي و دارايي خود و تعدادي نيز با اخذ وامهاي سنگيني از بانكها در قبال سپردن اسناد منازل خود به حساب واسطهها و درنهايت حساب مشاراليه واريز نمودهاند و نامبرده پس از دريافت مبالغي متجاوز از حدود يكصد و پنجاه ميليارد تومان متواري گرديده و حتي مشخص شده كه نامبرده علاوه بر شهر گراش در ساير نقاط كشور ازجمله تهران نيز به همين نحو كلاهبرداري كرده كه مبالغ آن مشخص نيست و محرز شده تمام اقدامات نامبرده دروغين و منحصراً قريب و كلاهبرداري بوده است و هماكنون نيز با پيگيريهاي بهعمل آمده پروندهاي در دادسراي عمومي و انقلاب لارستان و دادسراي ناحيه سه ونك(تهران) تشكيل گرديده وتمام مالباختگان دعوي شكايت نمودهاند و طي نامه شماره 13006 مورخ 23/11/87 به رياست محترم قوه قضائيه تقاضاي تشكيل دادگاه ويژه و طي نامه شماره13006مورخ 24/11/87 به وزير محترم اطلاعات تقاضاي پيگيري اين مسئله را نمودهام كه با حكم دادسراي لارستان تعدادي از افراد مرتبط با نامبره توسط اداره آگاهي تهران دستگير شدهاند الا شخص مورد نظر تاكنون متواري است. با توجه به بروز بحران شديد اقتصادي براي هزاران خانواده مالباخته كه به شدت تحت فشار رواني و استرس قرار دارند و هرلحظه امكان بروز درگيري و تنش وجود دارد و افراد مالباخته چكهايي كه توسط واسطهها به عنوان تضمين به آنها پرداخت نمودهاند به دادگاه ارائه و قاضي محترم نيز بالاجبار و برابر قانون اقدام به جلب و زنداني كردن آنها نموده كه وضعيت نابهنجاري را به وجود آورده و بانكها نيز درقبال وامهاي داده شده به متقاضيان اخطار و بعضا شكايت نمودهاند كه اين امر نيز بر بحران افزوده است. حتي موارد متعددي از خودكشي نيز گزارش شده كه خوشبختانه با عكسالعل به موقع مسئولين جلوگيري به عمل آمده است. ضمن تشكر وقدرداني از پيگيريها و اقدامات مسئولين محترم استان و شهرستان بهخصوص دستگاه قضائي كه اقداماتي انجام پذيرفته است ولي متاسفانه علي رغم اقدامات انجام شده نتيجهاي تاكنون حاصل نشده است، لذا از حضرتعالي استدعا دارد براي احقاق حقوق مردم و حل بحران مذكور در منطقه ترتيبي اتخاذ فرمائيد تا مساعدت لازم بعمل آيد. قبلا از عنايتي كه ميفرمائيد سپاسگذارم و موفقيت و سلامتي همه خدمتگذاران صديق نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از خداوند بزرگ مسئلت دارم. ومن الله توفيق علياصغر حسني |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 16:0 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
دوست گرامي جناب دكتر محموديان با درود و سپاس از بذل توجهتان، چند نكته را يادآور مي شوم: 1. سخن من از جنس موعظه و وعظ و منبر(كه چنين مباد) نيست، تا از گفتار بزرگان دين وعرفان مايه بگذارم. از جنس مقاله و طنز هم نيست، هر چند ممكن است درآن رگه هايي از طنز(آن هم طنز تلخ) به چشم آيد. آنچه مي خوانيد خاطرات و يا گزارش كسي است كه كودكي و نوجواني اش را در دهه هاي 30 و 40 شمسي در يك خانواده ي روحاني در لار سپري كرده است. به اين اميد كه واگويه اي باشد از دردهاي فروخفته ي توده هاي مردمي خونگرم و مهربان كه يادآوري گاه و بي گاهش جان وروانم را مي آزارد. كه در چه حال وروزي به سر مي بردند! 2. در هرزباني واژه هاي يافت مي شود كه در زبان ، فرهنگ و سنت اقوام ديگر ممكن است مفهومي متفاوت داشته باشد. و ازجمله آن مي توان به واژه خانم، قيچي، نيك و بسياري از اين دست اشاره كرد. واژه خانم اگر به طور مطلق و يا بدون قرينه به كاربرده مي شد، شايد سخن شما به جا بود. اما كاربرد آن با قرينه(پس از اين خواهم گفت) و يا همراه با نام بانوان، مفهوم ناشايستي را القا نمي كند. به ويژه اينكه در دهه هاي 30و40 شمسي و پيش از آن اين واژه به يمن گشايش مراكز فرهنگي در لار و رشد فرهنگي مردم، بار منفي خود را كم كم از دست داده و يا كمرنگ شده بود. بانواني در لار مشغول به كار بودند كه پيش از نام آنان واژه خانم آورده مي شد مانند خانم حقدان، خانم حقيقي يا خانم يزداني(آناني كه به سن وسال من باشند مي دانند كه به كدام بانوان فرهيخته اي اشاره مي كنم). 3. اين برداشتي كه شما روي آن انگشت گذاشته ايد از اين بخش خاطراتم بر نمي آيد. زيرا سخن از به گردش رفتن خانواده ي يك روحاني سرشناس در لار به همراه دروهمسايه، دوستان وآشنايان بي بي(مادرم) و خواهران و يكي دو خانم از خانم هايي كه در منزل كار مي كردند، است. كودك يا نوجوان اين خانواده اينك، از آن دوران گزارشي مي دهد كه فكر نمي كنم چنان پنداري به ذهن خواننده ي كنوني لاري و لارستاني خطور كند. مگر آنكه خواننده خود مشكل داشته باشد. 4. تلاشم بر اين است تا دراين خاطرات از كساني نام برده و سپاس گزارم كه به قول جعفر شهري در"شكر تلخ" بي شناسنامه اند. مي آيند و مي روند و تاريخ درباره ي آنان گنگ است. به كارگيري واژه ي خانم پيش از نام بانوانشان ناچيزترين سپاسي و احترامي است كه مي توان به آنان داشت. با سپاس محمدحسن آيت اللهي
هم شهري ناديده مکرم جناب آقاي عبدالحميد غريب نواز مدير مسئول فاضل و محترم " روزنامه صحبت نو _ ويژه گراش " نوشته طنز و شيرين جناب اقاي سيد محمدحسن آيت اللهي در مورد گردش هاي نوروزي به همرام خانمي که هيچوقت نتوانست زندگي بي دغدغه و راحتي داشته باشد خواندم و لذت بردم . حيف دانستم که در تکميل و ستايش آن گله اي دوستانه نکنم که سيدي عزيز مقاله اي چنين زيبا بنويسند و در رابطه با آن از فرموده جدش پيامبر اکرم محمدبن عبدالله (ص) که « الدنيا سجن المومن و جنه الکافر » اسمي به ميان نياورند و پندار نيکوي عارفان بزرگ آمده در شعر عرفاني حافظ که « خرم آن روز کزين منزل ويران بروم – راحت جان طلبم و ز پي جانان بروم » به خوانندگان گوشزد ننمايند . ديگر اين که شايد بهتر بود آن مرحومه جنت مکان را با عنوان نديمه ، بانو و يا کدبانو و نه « يکي از اين خانم ها ... » معرفي مي کردند چون در فرهنگ لارستان کلمه ترکي " خانم " به صورت نامطلوب و ناپسندي بکار برده مي شود و لاري ها مخصوصا موقعي که صحبت از گردش و پيک نيک در ميان باشد از " خانم " برداشت دیگری می کنند . ارادتمند دکتر سعيد محموديان |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 12:42 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:51 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
رييسجمهور در آغاز جلسه استاني هيئت دولت در كرمان:
انرژي برخاسته از قلوب ايماني موتور حركت اصلاح جهان خواهدشد
خبرگزاري فارس: رييسجمهور گفت: ديروز همگي شاهد صحنه بروز و تجلي عظمت مردم كرمان بودهايم، انرژي عظيم برخاسته از قلوب ايماني و پاك، همان چيزي است كه نه تنها ايران را در بام جهان خواهد نشاند، بلكه موتور حركت اصلاح همه جهان نيز خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
محسن افشار : اگربه دنياي اينترنت سري بزنيد، مطالب زيادي را در رابطه با كاهش وزن پيدا ميكنيد. براي كاهش وزن، بعضيها دارو مصرف ميكنند وبعضيها قرص، بعضيها آنقدر ورزش ميكنند تا عرق كنند وبراين باورند كه با عرق زياد وزن انسان كاهش مييابد. بعضيها هم بدون اينكه ازحجم غذاهايشان كم كنند، فقط ورزش ميكنند، وبعضيها هم بالعكس، غذايشان را كم ميكنند ولي تحرك ندارند. اما بهترين راهي كه محققان وپژوهشگران پيشنهاد ميكنند اين است: تغذيه يا رژيم غذايي مناسب همراه با تحرك كافي. ما ميتوانيم براي كاهش وزن، بهجاي اينكه غذا را در سه وعده وبا حجم زياد بخوريم،آن را در وعدههاي بيشتروبا حجم كمتر مصرف كنيم.(كم بخور،هميشه بخور.) ورزشهاي ايروبيك بهخصوص پيادهروي بهترين راه كاهش وزن ميباشد. بعضيها فكر ميكنند كه همان پيادهروي عادي در كاهش وزن موثر است. اما اين تصور اشتباهي است. چرا كه پيادهروياي در درمان موثر است كه با سرعت وگامهاي بيشتري همراه باشد. سه تا چهار جلسه در هفته وهر جلسه سي تا شصت دقيقه پيادهروي بسيار مفيد ميتوند باشد. (حالا بگوئيد ورزش بهتر است يا رژيم؟
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 1:44 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
فاطمه يوسفي : در پی بحران اقتصادی شهر و سردرگمی مالباختگان و نرسیدن به جواب قانعکننده و ایجاد فشار روحی و روانی، این بار زنان وارد عمل شدند. جمعی از زنان خانوادههای مال باختگان روز دوشنبه 24/1/88 به نمایندگی از کلیهی مالباختگان با حضور در بخشداری گراش خواستار حل بحران اقتصادی شدند. این جلسه با حضور مهروری (بخشدار گراش)، حمید حسنزاده (مسئول صندوق طرح صالحین) و قاسم فرسوده برگزار شد. خانم هوشیار به نمایندگی از زنان حاضر طی بیانیهاي خواستار حضور علی اصغر حسنی در ملأ عام و امکان گفتمان با ایشان، و همچنین خواستار دریافت وام صد و سی میلیارد تومانی از دولت و بازپرداخت به مالباختگان این واقعه شد. ابتدای جلسه مهروری ضمن خوشآمدگویی به حاضرین گفت: «شما به عنوان شخص مالباخته ناراحت و تحت فشار روحی و روانی هستید. ولی ما از دو جنبه احساس ناراحتی میکنیم، یکی به عنوان همشهري و دیگری به عنوان مسئول جامعه.» وی در ادامه افزود: کلاهبرداری طی برنامهای تدوین شده و درازمدت صورت پذیرفته است. بر این اساس، حل این مساله نیاز به پیگیری مستمر و وقت کافی و صبر و حوصلهي مالباختگان دارد. حسنزاده نیز بیان داشت : عمق این بحران و فاجعه بر هیچکس پوشیده نیست. ارگانهاي مربوط هر کدام سهمی در این بحران دارند. شورا، امام جمعه و بخشدار پیگیر این مساله هستند. ما هم با طرح و ایجاد موسسه صالحین در امر بازپرداخت پولهاي برخی از مالباختگان سهمی در پيگيري این مشکل داشتهایم. وی در ادامه افزود: علی حسنی و حبیب فروزش با حضور در ستاد طرح صالحین طی صورتجلسهای اموال خود را در اختیار طرح صالحین قرار داده اند. طبق گفتهی حمید حسنزاده و بخشدار ، واسطهها بايد سرمايههاي خود را به صندوق طرح صالحين واريز نمايند و از دادن به زيرمجموعهها خودداري كنند. حسنزاده خواستار حمایت از علی اصغر حسنی شد که بر اساس مسئولیت و جایگاه خود علیالخصوص در این برهه از زمان میتواند در جهت تسریع در حل این بحران اقدام شایستهای انجام دهد. در پایان این نشست مهروری خواستار بیان انتظارات حاضرین از دولت شد که حاضرين ضمن یادآوری درخواست حضور علی اصغر حسنی در جمع مردم گراش و تقاضای وام صد و سي میلیارد تومانی، خواستار پیگیری سریع و بهموقع این پرونده شدند. اطلاعیه ای دیگر این بار زنان خانواده های مالباخته / هوشیار لطفا پاسخگوی مردم باشید / غلامرضا پورغفور اطلاعیه مهم جمعی از مالباختگان و سرمایه پذیران / .... نظر گراشی درباره ی دستگیری نجفی/ وبلاگ گراشی آیا نجفی دستگیر شده است؟ / مهدی کریمیان فرماندار لارستان خبر دستگیری دکتر نون را تکذیب کرد / صحبت نو انعکاس روزنامه ی ایران از کلاهبرداری در گراش / صفحه ی حوادث واکنش حبیب فروزش به سیف الله زارعیان / حبیب فروزش صحبت نو با رویکردی منصفانه و در چارچوب قانون / صحبت نو کاش برادر فروزش در هتل رادیسون تشریف داشتند / سیف الله زارعیان فرزند خیابان درمانگاه از مردم کمک بخواهد / ناشناس گفت و گوی تخیلی با دکتر نون / عبدالرحمن صادقی دروغ سیزده / http://sohbatenow.blogfa.com/post-1268.aspx طرح صالحین در بوته ی آزمایش است / جوابیه حبیب فروزش پیوستن به طرح صالحین یک حرکت اخلاقی است / عزیز نوبهار گراش شهر بی دفاع / عزیز نوبهار آخرین فتوای آیت الله مکارم / گراش فردا به دنبال اعاده ی حیثیت مردم هستیم / حبیب فروزش حسنی به صندوق صالحین پیوست / صحبت نو واسطه ها اعلام ورشکستگی کنند / احمد عظیمی تاکنون هیچ اجرائیه ای از طرف بانک ها صادر نشده است / احمد عظیمی با سرشاخه ها جه باید کرد / سیف الله زارعیان حسنی به نقش خود ادامه دهد / عزیز نوبهار از اظهار نظر عجولانه بپرهیزیم / عزیز نوبهار اعلام شماره ی صندوق صالحین / مسعود غفوری تلاش برای کاهش الام مردم / صحبت نو اولین نطق حسنی در مجلس شورای اسلامی / دکتر شین دستگیر شد/ سید علی مجلسی نامه ی حسنی به شاهرودی / نماینده ی لارستان و خنج هشدار فرماندار محترم لارستان / سیمای مرکز فارس نوزدهم آذر ماه در گراش شب نامه توزیع شد / صحبت نو شب نامه کار ما نبود، اما... / الف. سین به مالباختگان اطلاع رسانی کنید/ محمد صادق رحمانیان اطلاعیه اصغر حسنی نماینده محترم لارستان / محمد جواد حسن نژاد اولین اطلاعیه ستاد پیگیری بحران اقتصادی گراش / سید علی مجلسی سخنرانی حلاجی امام جمعه محترم گراش / سید علی مجلسی در شهر همه به دنبال مقصر می گردند / محمد خواجه پور سخنان امام جمعه اسبق گراش / حجه الاسلام و المسلمین سید عباس معصومی مال باختگان به تهران می روند / سید علی مجلسی نامه جمعی از دلسوزان گراشی در دوبی / اختصاصی صحبت نو
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 22:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حسین محسنزاده: احتمالا آب ميوه سرد شده در بسياري ازكشورهاي جهان از جمله چين از 3000 سال پيش، ساخته شده و طبق اطلاعات وجود، روميهاي قديم از برف كوهها براي سرد كردن آب ميوه استفاده ميكردهاند. از آن تاريخ تا قرن هيجدهم ميلادي، مدارك زيادي در دست نيست، تا اين كه ماركوپولو اطلاعاتي در زمينه ساخت شيريني از شير منجمد(احتمالا نوعي بستني ميوهاي امروزي) را همراه خود از چين آورد. اين روش در ونيز مورد استفاده قرار گرفت و سپس در سرتاسر ايتاليا گسترش يافت. در ايران، بستني ابتدا به صورت سنتي و دستي و با عنوان «بستني زعفراني» تهيه ميشد. اين بستني درون ظرفي (بشكهاي) دوجداره درست ميشد. به اين صورت كه درون جدار داخلي، شير، خامه، شكر، ثعلب و زعفران و در جدار بيروني يخ و نمك ريخته ميشود، سپس بشكه را مرتبا تكان ميدادند تا بستني تهيه شود. اما امروزه اين صنعت توسعه فراواني يافته و تقريبا در تمام شهرهاي ايران به صورت صنعتي تهيه و مصرف ميگردد. تهيه بستني در ايران متداول نبود و ازقرن نوزدهم از اروپا به ايران انتقال يافت و متداول شد در حقيقت از سفر سوم ناصرالين شاه به اروپا، پلومبير نام محلي ييلاقي در فرانسه است كه بستني خوشمزهاي در آنجا تهيه ميشد و نام پلومبير يعني نوعي بستني كه با مخلفاتي همراه است از اين شهر منشا گرفته است. ميگويند در سال آخر سلطنت ناصرالدين شاه ساختن بستني در ايران متداول شد و معروفترين بستني فروش بعدي تهران يعني محمد ريش بستني خامهدار مخصوصي تهيه ميكرد كه در تهران مردم استقبال زيادي از آن كردند. اين بستني با ثلعب تهيه ميشد. يخ ونمك را در بشكهاي ريخته، داخل بشكه را شير ميريختند و با وسايل مخصوص و تمهيدات زياد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستني تهيه ميكردند.بستني فروشيهاي دورهگرد به زودي در تهران پيدا شدند كه بستني را در همان محفظهها ميگرداندند و با نان مخصوص عرضه ميكردند. بستني خامهاي پر از گلاب و خامه و هل بسيار مايهدار وكشآمدني، كاملا سفيد مانند برف. لاي دو نان مخصوص، معروف به حصيري كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش ميرفت. سالها بستني به همان سادگي و رنگ شيري عرضه ميشد تا اين كه در حدود سال 1329 بستني ماشيني كاليفرنيا به بازار آمد و ذائقهها به آن عادت كرد. بعدها بستني زعفراني زرد رنگ نيز شهرت يافت. بستني به تدريج به صورت ليوان كاغذي عرضه شد اما بستنيفروشان سنتي از اين كار خودداري كردند. (و ميكنند) اكنون انواع بستنيها در ايران عرضه ميشود و البته بستنيهاي تهيه شده در كارخانههاي معروف كه پس از توليد در كاميون مجهز به سردخانه به فروشگاههاي انتقال يافته ودر يخچال فروشگاهها قرار ميگيرد فروش بسيار گستردهاي دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:41 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 10:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو: با طولانی شدن روند پیگیر ی ها در خصوص کلاهبرداری در گراش، برای جلوگیری از ضرر و زیان های بیشتر روحی و مالی، مالباختگان گراشی تحرکات خود را سرعت و شدت بخشیده اند. آنان دیگر رودربایستی ها را به کناری نهاده اند و با صراحت بیشتری حرف های خود را به گوش مسئولان و مسببان اصلی و فرعی می رسانند. با نزدیک شدن موعد سر رسیدها و نگرانی و دلهره ای که دامنگیر مالباختگان و به تبع آن خانوداده های آنان شده است، به شدت این تحرکات افزوده خواهد شد. انتشار اطلاعیه های پی در پی نشان از سر در گمی و عدم اطلاع رسانی بموقع دارد . مدیریت و تدبیر عقلای قوم در این برهه بیش از گذشته ضروری به نظر می رسد. البته مالباختگان نیز با درایت لازم و التزام به قانون تلاش دارند بخشی از آلام روحی خود را مرهم بگذارند. دادستانی لارستان و فارس به طور مجدانه پیگیری های لازم را انجام می دهند و مراتب را از طریق روابط عمومی دادستانی به آگاهی مردم خواهند رساند. انتشار این اطلاعیه در وبلاگ صحبت نو در رهگذار تسریع بخشیدن به حل مشکل همشهریان مالباخته صورت می گیرد. اطلاعیه زنان خانواده های مالباخته
بسمه تعالی احتراما به استحضارمی رسانیم که مابه لحاظ اینکه درکشوری اسلامی وقانونمدار زندگی می کنیم وباداشتن قوانین ودستورات اجتماعی ومدنی به محوریت اسلام ورهبری ولایت فقیه وبه دلیل تشنج وفشارهای روحی وروانی عمومی واجتماعی وحتی اقتصادی شهرواخلال درسلامت خانواده های مومن وزحمت کش که نهادینه ومورد توجه موکد ومستمر دین مبین اسلام وهردولتی می باشدتاچه رسدبه دولت اسلامی وبرای جلوگیری از نوعی دلزدگی ازنظام وتزلزل باورها واعتقادات اسلامی درهمه ی اقشارواصناف زحمت کش دراماکن دولتی وغیردولتی شهروبرای تثبیت اقتداردولت وانسجام رابطه ی ملت ودولتی که خواسته وبرخاسته از مردم می باشد وجلوگیری از شایعات منافقانه وبرضد نظام وجلوگیری ازفرافکنی وایجاد محیط رعب ووحشت وتزلزل پایه های نظام درباورهاواذهان عمومی ;دولت ومسئولین دولتی راطبق قوانین وحقوق شهروندی مسئول وهمه ی ارگان های دولتی وکلانتری محل وفرمانداری منطقه ووزارت اطلاعات منطقه ای وکشوری واماکن رامسئول ایجاد وحفظ نظم وامنیت اجتماعی وشغلی وحفاظت ازجان ومال وپشتیبان مردم می دانیم که به منظورخدمترسانی به اجتماع ایجاد وایجاب شده اند. حال مردمی که پای به پای نظام ایستادومقاومت کردند ودر8سال دفاع مقدس خون داد وشهیدداد,ودرتحریمات دولتهای مخالف ومنطقه ای ودرهرصحنه ای حضورپیداکرده مخصوصامردم مومن گراش که باداشتن روحیه ی خیررسانی درامرسازندگی ومشارکت به صورت فعال وچشمگیر ودرپرداخت وجوهات اسلامی وخمس همواره پررنگ ودرکمکهای مردمی برای دولت وملت جامعه ی اسلامی ایرانی وغیر ایرانی وحواث وبلایای طبیعی به صورت خودجوش وبسیجی نقداٌ وعملاٌ به یاری نظام اسلامی اهتمام داشته است توقع داریم اکنون که دچار دسیسه ونیرنگ شده اندومالباخته ومتضررشدده ایم چون اعتماد کرده ایم... به سبب حضورآقایان ومسئولین محترم مملکتی وکارگزار همراه بانماینده ی محترم لارستان وسمت نماینده درشرکت برگ سبز مطهربه سمت هئیت مدیره وحضورشاخص ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی وحضورآقای حمیدرضا ترقی معاون فرهنگی کمیته ی امداد امام خمینی (ره ) وحضورآقای زارع مدیر کل محترم امور اجتماعی استانداری فارس وجناب آقای رجا معاونت محترم عمرانی استانداری فارس وحضور شخصیت فعال وسیاسی منطقه جناب آقای منصورمحتاجی فرماندارمحترم لارستان دربرنامه ی همایش اقتصادی وهم اندیشی اقتصادی تحت برنامه ی سلامی دیگردر کشورامارات متحده ی عربی درهتل کونتینانتال در پاییز87که حضورحاضران باعث اعتماد وجلب اعتماد عمومی شده است اماحضورشخصیت ممنوع المعامله ومطرود ازنطام اسلامی ومخلوع ازلباس مقدس روحانیت به جهت سابقه ی پیشینه درکلاهبرداری وممنوع الخروج بودن سعید نجفی زاده وکسب اجازه ی موردی برای حضور وی دربرنامه ی سلامی دیگر در دبی توسط شخص نماینده وتقدیر وتشکر مکرر ایشان ازانجام این مجلس معارفه ای با سرمایه داران مقیم منطقه در دبی از شخصیت نماینده ونزدیکی وهمراهی وحتی سابقه ی همکاری با مسئولین وسمت وی به عنوان کارپردازدرشرکت وعملا وارد معامله شدن وی وپر وخالی شدن مبلغ های کلان درحساب شخصی وی وافراد خانواده ی وی موضوعی مبهم ودلیلی برای احجاف وظلم به مردمی که بعد از سالیان متمادی رکود وسکون وضعیت منطقه که باعث عقب ماندگی شده بود حال اعتماد کرده و نماینده را در پیشبر د اهداف منطقه ای همراهی وهمه ی اندوخته وسرمایه ی خود را به میان آوردند. مردم اصولا باید به نماینده ومسئولین مطرح اعتماد کنند واین اعتماد به نوعی احترام وتکریم می باشد که باید از چنان مردمی حمایت وقدر دانی هم بشود که هنوز مسئله ی اعتماد عنوان نشده و متاسفانه برای توجیح و اصلاح قصور وکوتاهی ها مردم را محکوم می کنند اما مامردم آبرومند وخویشتندار وباحیا ومخصوصا مومن وخداشناس کراش معتقدیم دست خدا بالاترین دستهاست و ولایت ما بر عهده ی ولی عاقل وعادل وآگاه است که نائب امام عصر حضرت مهدی عج تعالی وفرجه می باشد لذا نه برای پرداخت سهم عدالت بلکه برای اجرای عدالت اجتماعی واسلامی عاجلانه و ملتمسانه از امام عصرونائب برحقش وتمام مسئولین آگاه ومومن می خواهیم عدالت اسلامی را اجرا واکنون که با ارائه ی مطالب جالب وفنی جلب اعتماد عمومی کرده که در واقع عوامفریبی کرده ومردم را اغفال کرده اند عمق فاجعه وشدت انرا درک و درعمق وجود وباطن خود با وجدان خود خلوت کنند که البته این پیشنهادی برای اشخاصی است که می توانستند ولی هنوز نخواسته اند. خداراگواه _امام زمان راوکیل ودولت ومسئولین نظام اسلامی راضامن می دانیم تا در این وضعییت بحرانی به صورت اورژانسی به مردم کمک کنند. تضعیع حقوق وسرمایه های مسلمان وخانواده های مومن وآبرودار وزحمت کش باعث خشم خداوندغیورو قاهر می باشد و جایی برای مصالحه کاری ومحافظه کاری وسیاهکاری و حتی ملاحظه ی شخصیتی که به ضرر عموم واجتماعی باشد گناهی نابخشودنی که امیدی برگذشت ومغفرت الهی نمی ماند وخشم عمومی راسبب می شودکه هیچ گاه نمی توان حقی را ازجمعی به نفع اشخاص معدود ومطرود ومخلوع زایل کرد. سبحانک یا قاهر و یاعادل و یا باسط سبحانک یا خالق کل شی و یامدبرالامور و یا ناظر فی کل الاحوال و النفوس |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 23:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
روزنامه اطلاعات : هفته آخر سال را مهمان لار بوديم. مردم لارستان و كارگزاران آن ولايت همت كرده بودند و گروهي كثير را از اهل تحقيق دعوت كرده بودند كه در <همايش زبانشناسي و مردمشناسي لارستان> شركت كنند و با اينكه هفته آخر سال بود و كل مردم ايران گرفتار تهيه و تدارك مقدمات برگزاري عيد نوروز بودند، معذلك، جمع كثيري از محققان و استادان خود را به اين همايش رسانده بودند. شوراي اسلامي، شهردار و شهرداري و سازمان گردشگري و چند سازمان ديگر، و بالاتر از همه خود مردم لار ميزبان بيمزد و منت اين مهمانان پرتوقع كمكار بودند. صبح جمعه، 23 اسفند، مراسم رسمي بود و پيامها و نطقهاي تشريفاتي. بعداز ظهر سخنرانيها شروع شد و آن نيز چهار پنج ساعت ادامه داشت و در سه چهار مجلس جداگانه كه اتفاقاً سالنهاي هر كدام نيز با يكديگر فاصله زياد داشتند و نتيجتاً بسياري از شنيدن گفتارهاي مورد علاقه خود محروم ماندند؛ چنان كه في المثل مخلص پاريزي دلم ميخواست سخنراني دكتر النا مالچوا، خانم محققه محجبه روسي، را تحت عنوان <واژگان گويش لاري گواه و گوياي طبيعت و تاريخ و آيينهاي مردم لارستان> بشنوم و نشنيدم؛ به دليل آنكه همان ساعت در سالن مجلل فرمانداري، كه گويي از روي مدل پارلمان انگلستان و در زمان استانداري انصاريلاري بر فارس ساخته شده، سخنراني داشتم و از قديم ميگفتند كه مصيبت آخوند آن وقت است كه در يك شب، دو جا مهمان باشد و پدرم مرحوم حاج آخوند پاريزي ميگفت:< بدتر از آن اينكه دو جا دعوت باشد و خودش هم مهمان داشته باشد!> مطمئنم كه سخنران اول جلسه، استاد دكتر منوچهر ستوده، نيز كه درباره <شيوه گردآوري فرهنگهاي قومي ايران> سخن ميگفت، قطعاً دلش ميخواست سخنراني دكتر علي اشرفصادقي را تحت عنوان <بعضي ويژگيهاي زباني گويشهاي لاري> بشنود و نشنيد؛ به دليل آنكه در همان ساعت خود او در سالن ديگري سخنراني داشت. دكتر ستوده يكي از پيشقدمان لهجهشناسي و گردآوري لهجههاي اقوام ايراني است و او فرهنگ گويش مازندران و گيلان و همچنين گويش سمنان و سرخهاي، و گويش لاري و چند گويش ديگر را فراهم كرده و از محققاني است كه مرحوم پورداوود بر كتاب او مقدمه نوشته است و گويش كرماني او با يادداشت مرحوم شاه جمشيد سروشيان زرتشتي همراه است. به هر حال اين از معايب كنگرههايي است كه مدعو بسيار و بخشهاي (سكسيون) گوناگون دارند. راه چاره اين است كه يا آدم از بعض جلسات چشم بپوشد يا دو شقه شود و مصداق شعر سعدي، نصف بدنش يك جا باشد و نصف ديگرش جاي ديگر: هرگز وجود حاضر غايب شنيدهاي؟ من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است البته يك راه سوم هم وجود دارد و آن اينكه آدم در هيچ يك از اين جلسات شركت نكند و بفهمي نفهمي، خود را به بازار و چهارسوق بينظير لار برساند؛ چارسوقي كه توسط امامقلي خان، فرزند اللهوردي خان فاتح هرمز، در زمان شاه عباس ساخته شده و در دنيا كمنظير است. آري، سري به آنجا بزند و با صنار سهشاهي كه همراه دارد، مسقطي بخرد و در شب عيد نوروز، همراه آورد هديه اصحاب را. و هركس پرسيد:<فلان سخنراني را شنيدي؟> بگويد: آري، بوي گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت! البته مستمعين ساير جلسات هم ميل داشتند سخنان دكتر احمد اقتداري را تحت عنوان <ريشههاي لغوي اعلام جغرافيايي سواحل و جزاير خليج فارس و درياي عمان> بشنوند؛ مثل دكتر جلالالدين رفيعفر كه درست در همان ساعات خودش ميبايست در باب <مردمشناسي، انسانشناسي، چالشها و كاربردهاي اين دو> صحبت كند.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 13:5 توسط
|
|
||