|
|
|
|
منتظر الزیدی به قهرمان بعضی از اعراب تبدیل شده است قاضی رسیدگی به پرونده منتظر الزیدی، گفته است که این خبرنگار عراقی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صورت و اطراف چشم هایش کبود شده است. این خبرنگار چندی پیش در نشست خبری جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا در بغداد، کفش هایش را به طرف آقای بوش پرتاب کرد و او را "سگ" خطاب کرد. قاضی گفت که دادگاه در حال بررسی ادعای ضرب و شتم آقای الزیدی است. این خبرنگار عراقی در حال حاضر در بازداشت به سر می برد و پیش بینی می شود که به جرم حمله به رهبر یک کشور خارجی متحمل دو سال حبس شود.
بوش را تحقیر کردی لنگه کفش کفش تحقیری بگو باشد چه کفش تا ابد آن کفش نور چشم ماست گر امیر حاکمان باشد رواست |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 15:7 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سالها است که سؤالی جدی و حیاتی، در مخیلهام جا خوش کرده و مرا به خود مشغول داشته که چون قضیه به یکی از رشته های علوم رابطهی مستقیم دارد، لذا دربارهی چگونگی و پاسخ یافتن، کمیت ما لنگ است و سؤال این است که آیا آباء و اجداد ما که در این مناطق رحل اقامت افکنده و قسمت وسیعی از خاک لم یزرع و بیابان خشک و سوزان را اشغال و در آن ساکن شدهاند. این بنی آدمهای اولیه که حال به هر طریق، اول قدم به این خاک بیآب و گیاه؛ یعنی لارستان، گذاشتهاند، آیا چه نعمت خداوند، چشمان جست و جوگرشان را به خود کشیده؟ یعنی تماشای دو رشته رودخانه سیحون و جیهون که کله به کله هم گذاشته، میغرند و میخروشند و همراه با یک هجوم نیک فرجام، به یکباره، دشت گسترده و زمین هموار و ناهموار را سیراب نموده و از جانب شرق با همان جلال و جبروت خارج میشده! و یا همراه با این آب فراوان زندگی بخش چشمان مشتاق و آرزومندشان تا هر کجا چشم انداز بوده، همه جا سبز و خرم و درختان انبوه سر به فلک کشیده جنگل با گونهگون درختان داده و صدای دلنواز جویبار و زمزمه چشمه سارها و بوی خوش عطر گل و گیاه به قول سعدی: بوی گلشن چنان مست کرد که دامنش از کف بداد ! خلاصه بندگانی به یک باره ناغافل به بهشت رسیده و از جان و دل شکر گویای، در این سامان مسکن گزیدهاند؟ که البته چنین نبوده و نیست و جای همه این رؤیاهای شیرین و آرزوی دیرین را که بر شمردم آب انبار پر کرده است . در این جا نه رود و چشمه ساری، نه دریا و دریاچه وجود داشته که با استفاده از این نعمت خدا داده به شغل پر خیر و برکت کشاورزی، باغداری، دامداری بپردازند، متأسفانه چنین که نبوده هیچ و برای زنده ماندن و ادامه حیات دادن و نیازمندیها و احتیاجات از برکه استفاده میشده که هنوز هم این شیوه مرضیه و سنت دیرینه به طور یکنواخت رواج دارد. علی ای حال در این باره گفتنی بسیار است که به موقع سراغ آن خواهیم رفت و حال ضمن تجدید در خواست سردبیر مطلع و اندیشمند، به اصل مطلب می پردازیم. اولا خدمات و اختراعاتی که برای تأمین آب مشروب ظرف این شصت سال و اندی صورت پذیرفته و آثار و علائم انجام گرفته باقی است که اینک فهرستوار متذکر میگردد، اما ماجرای دلخراش و تأسف برانگیز سد کمی بیشتر صحبت می طلبد و به بعد ماکول مینماییم: اولین اقدام در پی آبیابی این بود که در سال 1325 در خیابان باغ ملی؛ سر کوچهی محله شهیدان، چاه عمیقی حفر کردند. طعم آب شیرین و میزان آب دهی زیاد بود. بنابراین با نصب تلمبه روی چاه شروع به بهره برداری نمودند. این چاه آزمایشی که بعداًًٌٍ چاه شماره یک نام گرفت، ابتدا آباش شیرین و قابل شرب بود، حتی ما که در کلاس پنجم مدرسهی صحبت لاری مشغول درس خواندن بودیم. چون مدرسه به چاه نزدیک بود، برای آشامیدن، بچه ها از این چاه استفاده می گردید. بدبختانه پس از استفاده به مدت یک سال و شاید کمتر، یواش یواش طعم آب به شوری گرایید تا به جایی رسید که از تلخی و نامطلوبی، غیر قابل استفاده شد و درختان منازل نزدیک به چاه که از آب این منبع آب یاری میشد برگهایش ریخت و شاخه ها خشک شد. ( بعد از این خدمت نوبت سدسازی پیش میآید که چون قرار بر تفصیل بیشتر گذاشتم شرح این خون جگر خوری ، به آخرین قسمت موکول مینماییم.) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سه شکارچي غيرمجاز خارجي در بستک هرمزگان دستگير شدند بندرعباس –رييس اداره حفاظت محيط زيست بستک از توابع هرمزگان گفت:سه نفر شکارچي غيرمجاز خارجي همراه با تعدادي پرنده شکاري و صيد شده در منطقه تدرويه اين شهرستان دستگير شدند. محمد قلي تاتار، پنجشنبه درگفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: اين سه نفر هنگام دستگيري سه باز شکاري (شاهين) تربيت شده و لاشه دو پرنده شکار شده به نام هوبره را که از پرندگان حمايت شده محسوب مي شوند با خود حمل مي کردند. وي اضافه کرد: اين سه برادر را که با استفاده از پرنده هاي تربيت شده خود اقدام به شکار هوبره مي کردند، يکي از اکيپ هاي گشتي حفاظت محيط زيست اين شهرستان دستگير کردند و تحويل مقامات قضايي بستک دادند. رييس اداره محيط زيست بستک بيان داشت: اين سه تن از اتباع يکي از کشورهاي همسايه هستند که بطور قانوني و با هدف ديدار با اقوام خود و تفريح و گردش به بستک سفر کرده اند. به گفته تاتار، هوبره از جمله پرندگان مهاجر غير بومي، کمياب و حمايت شده اي است که در فصل زمستان از مناطق سردسير بخصوص کشورهاي همسايه شمالي به مناطق گرمسيري کشورهاي همجوار مهاجرت مي کند. وي اظهارداشت: با توجه به ناياب بودن اين گونه پرنده ، محيط زيست براي حمايت و جلوگيري از شکار غير مجاز ، در مناطقي که اين پرندگان در آنجا زمستان گذراني مي کنند گشت هاي کنترلي مستقر کرده است. در اطلاعات منتشره اداره کل حفاظت محيط زييست هرمزگان آمده است که شکار هر قطعه هوبره، هشت ميليون ريال و شاهين نيز با توجه به گونه آن بين هشت تا 12ميليون ريال است . دراين اطلاعات آمده است که شکارچيان متخلف دستگير شده پس از پرداخت جريمه اي که دستگاه قضايي براي آنان تعيين کرده مي توانند با نظر محيط زيست پرندگان شکاري و تربيت شده خود را که داراي شناسنامه هستند پس بگيرند و به کشور مبداء عودت دهند. در آمارهاي منتشره اداره کل حفاظت محيط زيست هرمزگان آمده است : همه ساله در دو فصل پاييز و زمستان بيش از 320هزار قطعه پرنده مهاجر آبزي و کنار آبزي و ديگر پرندگان روزهاي سرد سال را در مناطقي از اين استان مي گذرانند که در اين مدت دهها گروه سازمان يافته مردمي و دولتي کار حفاظت و همچنين سرشماري آنها را برعهده دارند. ازبين پرندگان مهاجر تعدادي پرنده حمايت شده از جمله پليکان خاکستري ، هوبره و برخي از گونه هاي پرندگان شکاري نيز وجود دارد که مورد توجه بيشتري قرار دارند. شهرستان 68هزار نفري بستک در 180کيلومتري غرب بندرعباس مرکز استان هرمزگان قرار دارد که يکي از محل هاي فرود پرندگان مهاجر معرفي شده است. ک/3 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:14 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آيتالله صافي گلپايگاني نسبت به رواج خرافات در جامعه هشدار داد . آيتالله صافي گلپايگاني در ديدار با طلاب حوزه علميه باقرالعلوم اعلام كرد: متاسفانه هم اكنون شاهد رواج خرافات در عرصههاي ديني در سطح جامعه هستيم . خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ: «مسئوليت روحانيت بسيار سنگين و حياتي است و افزايش توانمنديهاي آنان در عرصههاي مختلف علمي، جهت پاسخگويي به نيازهاي جامعه غيرقابل انكار است.» به گزارش مركز خبر حوزه، آيتالله صافي گلپايگاني از مراجع عظام تقليد، در ديدار طلاب حوزه علميه باقرالعلوم(ع) شهرستان گراش استان فارس، با اشاره به تفكر متعالي شيعه تصريح كرد: «كينه و عداوت دشمنان اسلام آشكار است، آنان تمام سعي و تلاش خود را براي از بين بردن تفكر و بنيانهاي اساسي شيعه، به كار ميگيرند و آن را مانعي در رسيدن به اهداف و مقاصد پليد خود ميبينند.» اين مرجع تقليد، با تاكيد بر تقويت اصول اعتقادي جامعه به ويژه نسل جوان اعلام كرد: «اعتقادات ديني بايد توسط عالمان شايسته و آگاه و براساس كتاب و سنت و معارف اهل بيت عليهمالسلام به درستي تبيين و ترويج گردد.» وي با انتقاد از رواج برخي خرافات سست در جامعه اسلامي تاكيد كرد: «متاسفانه هم اكنون شاهد رواج خرافات به ويژه در عرصههاي ديني در سطح جامعه هستيم و طلاب و فضلاي حوزههاي علميه، بايد با حضور مستقيم در جامعه و مجهز شدن به اصول و قواعد علمي، توانايي خود را در زدودن شبهات از اذهان مردم و پاسخگويي به نيازهاي فكري نسل جوان افزايش دهند.» آيتالله صافي گلپايگاني، در بخشي از سخنان خود، امامت را امري الهي دانست و افزود: «علماي اسلامي دلايل فراواني بر لزوم اتصاف امام (ع) به صفت عصمت و انتصابي بودن مقام امامت از سوي خدا را ارايه نمودهاند و مطالعه و بررسي ادله فوق، انسان را در درك اين حقيقت ياري ميكند.» وي يادآور شد: «كساني كه از روي اخلاص، با تمام وجود از اسلام و ولايت اهل بيت عليهمالسلام دفاع ميكنند، داراي مقام والا و جايگاه بلندي در درگاه خداوند هستند.» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10:13 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
معصومه نادرپور: به پيشنهاد دكتر خليل بهمني روز وحدت حوزه و دانشگاه بهانهاي شد از سال 1380 دو قشر حوزه و دانشگاه فعاليت خود را با هم شروع كنند. اولين نشست با حضور مسئولين حوزه و دانشگاه علوم آزمايشگاهي( حاج آقا ابوالفضل اسماعيلي مدير حوزه برادران) طاهره قرهخاني (مدير حوزه خواهران) حليمه محسنزاده (معاونت آموزش حوزه خواهران) مهدي محسنزاده(معاونت آموزش دانشگاه) يعقوب دلخوش (مدير دانشجويی _ فرهنگي دانشگاه) مهدي خوشبخت(كارشناس فرهنگي دانشگاه) منجر به تشكيل كميتهاي شد كه عضوهاي آن سه نفر دانشجو و سه نفر طلبه بودند. نشريه نسيم وحدت كار اين كميته است.طي نشستهاي بعدي كه دو گروه با هم داشتند برنامه اينگونه شد كه يكسال درميان حوزه و دانشگاه ميزبان باشند. در سال 1386 سخنراني، مسابقه، تقديم هدايا به ممتازترين حوزه و دانشگاه و پذيرايي از مدعوين بخشهای مختلف این برنامه را تشکیل میداد. اما سال جاري خبري از اين نشستها و برنامهها نبود به همين دليل به سراغ مسئولين اين دو قشر رفتيم. اما چرا امسال خبري از نشست و برنامه براي روز 27 آذر نيست؟ يعقوب دلخوش میگوید: «به خاطر ترافيك برنامهها و همزمان بودن با عيد غدير اين برنامهها بطوري كه در سالهاي قبل در سالن سراجي و مكانهاي ديگر بوده، نيست. اما بدون برنامه هم نيستيم، حتماً برنامهاي خواهيم داشت ما در طول سال هم با هم همكاري ميكنيم ما دو سرپرست حوزوي و دانشگاهی داريم. رابطه دانشجوها با طلبهها خيلي خوب است. در طول سال مسابقات واليبال و فوتبال داريم در قسمت خواهران هم جلساتي هر دو گروه با هم دارند چه به صورت گروهي و چه به صورت فردي و دانشجوها هم استقبال ميكنند و خيلي چيزهاي ديگر.» اسماعيلي تنها دليل برگزار نشدن برنامهها به طور مفصل مثل هر سال را مصادف بودن اين روز با عيد غدير میداند و میگوید: «هيچ دليل ديگر وجود ندارد. ما با دانشگاه همكاري كردهايم و ميكنيم برنامههاي مختلفي در طول سال انجام ميدهيم مشاوره و مسابقات و ...» در پاسخ این پرسش که هدفتان از اين برنامهها چه بوده است؟ براي بهتر شدن اين وحدت چه بايد كرد؟ مدیر حوزه میگوید: «همه ما دنبال يك چيز هستيم، يك چيز ميخواهيم، اما نحوهي بيانمان با هم فرق ميكند، دانشجو و طلبه هر دو الهي هستند و هر دو خدا را ميخواهند اما زبانشان با هم فرق ميكند فقط بايد حرف همديگر را فهميد و اين مهم است.» معاون دانشجویی دانشکده پیراپزشکی گراش هم میگوید: «اين كه حداقل ديد منفي كه نسبت به دانشگاه وجود دارد از بين برود و تا حدودي هم با كمك مسئولين حوزه و روابط خوبي كه با دانشجوها برقرار شده موفق بودهايم. براي بهتر شدن اين وحدت بايد افراد متخصص وارد شوند.» |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 16:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار هزاران نفر از قشرهاي مختلف ملت، اهميت مسئله حكومت در اسلام و تبيين الگوي حكومت اسلامي را پيام و درس بزرگ غدير خواندند و افزودند: «شيعه» ضمن حفظ عقايد درخشان و مستدل خود درباره واقعه غدير، اجازه نخواهد داد اين اعتقاد در جهان اسلام مايه اختلاف و تفرقه شود. حضرت آيت الله خامنه اي با تبريك عيد سعيد غدير به ملت مؤمن ايران و همه ملتهاي مسلمان، درك پيام غدير را موجب حركت امت اسلامي در راه صحيح دانستند و افزودند: مسئله بسيار مهم اعلام جانشيني اميرمؤمنان (ع) از جانب پيامبر اكرم (ص)، آن هم در اواخر عمر پربركت نبي اسلام، در حقيقت نشان دهنده اهميت مسئله حكومت و وحدت دين و سياست در اسلام است و اين درس بزرگ، نياز امروز همه امت اسلامي است. ايشان تبيين الگوي حكومت اسلامي را درس ديگر واقعه عظيم غدير برشمردند و افزودند: معرفي شخصيتي همچون حضرت علي ابن ابيطالب (ع) به جانشيني پيامبر مكرم اسلام (ص) نشان مي دهد كه غدير فقط يك خاطره تاريخي مسلمانان نيست بلكه بيان كننده معيارهاي لازم براي اداره جوامع اسلامي و همه جوامع انساني است. رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به فهم متفاوت شيعه و سني درباره واقعه غديرخم افزودند: با وجود اين، شيعه و سني در اصل وقوع حادثه غدير و عظمت شخصيت اميرمؤمنان، هم نظرند و آحاد امت اسلامي، حضرت علي ابن ابيطالب (ع) را، نقطه عالي و قله دست نيافتني علم و تقوا و شجاعت مي دانند. رهبر انقلاب اسلامي، چاپ كتابهاي حاوي تهمت و بدگويي را در دنياي تشيع و تسنن، كمك به تحقق اهداف امريكا و صهيونيزم دانستند و تأكيد كردند: همه بدانند كه اين گونه كتابها، هيچ شيعه اي را سني نمي كند و دل هيچ يك از اهل تسنن را جذب عقايد شيعه نخواهد كرد. حضرت آيت الله خامنه اي با تمسك و استمداد از ولايت اميرمؤمنان تأكيد كردند: انتشار كتابهاي حاوي استدلالهاي مستحكم و منطقي، همچنانكه علماي شيعه در طول تاريخ انجام داده اند و انجام خواهند داد هيچ مانعي ندارد اما اگر كسي تصور مي كند كه با بدگويي و تهمت به اهل تسنن مي تواند از شيعه دفاع كند بداند كه جز برانگيختن آتش دشمني هيچ نتيجه اي نخواهد گرفت و اين كار در واقع دفاع از ولايت نيست بلكه دفاع از امريكا و صهيونيست هاست. ايشان همچنين با اشاره به تلاش بيگانگان براي وادار كردن سران برخي دولتهاي عربي به مقابله با حقوق هسته اي و ديگر خواستهاي ملت ايران افزودند: اين، حداكثر كاري است كه دشمن مي تواند بكند ضمن اينكه آن دولتها هم ملاحظه كاريهاي خود را دارند و آماده نيستند در مسئله مقابله با ايران، خود را يكجا در اختيار امريكا و صهيونيستها قرار دهند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بازار مستغلات دوبی، پس از ده سال رونق بینظیر، ناگهان دستخوش رکود شده است. در این میان، هزاران ایرانی که سرمایههای خود را در معاملات ساختمان و مسکن به کار انداختند در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 22:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
الف. سین : یک روز پس از پخش شب نامه در گراش و لار و گسترده شدن آن در سراسر لارستان و توضیحات فرماندار لارستان جناب آقای منصور محتاجی، کسانی که موقعیت اقتصادی خود را در خطر دیدند، سعی کردند با ارسال پیامک به طور وسیع به تلفن های مردم به مقابله با این شب نامه بپردازند. چیزی که مورد سؤال این جانب است آن است که چگونه می توان با ارسال پیامک حیثیت افراد را به بازی گرفت. در یکی از این پیامک ها، نام از مراکز علمی و محفلی از دبی برده شده بود. با اراسل کنندگان این پیام ها باید گفت: ممکن است نظر این گونه محافل و مراکز با فعالیت بنگاه های اقتصادی در گراش و لار و دیگر شهرهای لارستان موافق نباشد. اما توزیع شب نامه را به آنها منتسب دانستن کاری غیر اخلاقی است. بهترین کار این است که با ارائه گزارش و حرف های مستند به مقابله بپردازند نه با هجو و شوخی. کمی هم خود را در آینه نگاه کنیم شاید اشکال از خودمان باشد و دیگران را از سر جهل متهم نسازیم. و پشت سر هم هر اتفاقی که در گراش می افتد را به دبی و بازرگانان آنجا وصل نکنیم. بله ما با این فعالیت ها که عاقبتی ندارد مخالف هستیم، اما شب نامه کار ما نیست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 13:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
احمد خضری : شهر اوز در لارستان و استان فارس شهر زیبایی است که وقتی گام بر آن می گذاري گویی به سال هاي بسیار دور وارد شده اي، ولی از قافله پیشرفت و تمدن عقب نیفتاده اي، خانه هاي گلی ولی زیبا و مستحکم با دیوارهاي بلند و سردرب ها و طاق ها با گچ بري هاي بسیار زیبا و میادین بسیار بزرگ و جذاب که زمانی محل داد و ستد و خرید و فروش مایحتاج مردم و اتراق کاروان هاي تجاري بوده و امروز نامی از این میادین باقی مانده است، لردخون، لرد میري، لرد برکه، لرد مسجد حاج نوشاد، لرد مصلی، لرد گاه، لرد دره و.... شهر اوز که امروز مرکز بخش 50 هزار نفر اوز نیز می باشد. شهر زیبایی است که سرك کشیدن به هر منطقه آن ورود به قلب تاریخ است. عبور از میادین یاد شده بالا عبور از میادین شلوغ 200 سال گذشته است. ارتفاع این شهر از سطح دریا به میزان 1050 متر آن را بام لارستان قرار داده بطوري که هواي این شهر در تابستان ها بویژه در شب ها قابل قیاس با سایر نقاط لارستان خنک تر می باشد. سکوت و آرامش محلات و کوچه ها و وجود حداقل یک درخت خرما می گویند. و از moh« مُه » یا fasil « فسیل » که به زبان محلی به آن خانه هاي گلی دیروز و سنگ مرمري امروز بیرون زده و به رهگذران دورد می فرستند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 12:33 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
تهران - حیات: برنامه رادیویی"باستاره ها" در ادامه برنامه های بررسی زندگی سرداران جنگ، امروز، سه شنبه، 26 آذر به زندگی شهید "محسن بهمنی" می پردازد. به گزارش حیات به نقل از سایت نوید شاهد، این برنامه روزهای یکشنبه و سه شنبه ساعت 16 الی 16:30 از شبکه سراسری رادیو فرهنگ روی آنتن می رود. "باستاره ها" با همکاری اداره کل امور هنری و نمایشی بنیاد شهید وامورایثارگران تهیه و پخش می شود . تهیه کننده ی این برنامه سید هادی موسوی نژاد و سردبیر و نویسنده مجید میرزایی شهرابی است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در گفتوگو با فارس عنوان شد؛
«بيگدلي» براي نگارش رمانش به جنوب سفر ميكند
خبرگزاري فارس: «احمد بيگدلي» داستاننويس براي نگارش رمان آخرش كه ماوقع آن در جنوب اتفاق ميافتد، اذعان ميدارد كه حتما بايد به جنوب سفر كنم. ![]() به گزارش خبرنگار فارس، «احمد بيگدلي» كه اكنون در حال نگارش رماني با نام «نيمرخي از آن فلو» است براي ادامه نگارش اين رمان تصميم دارد كه مدتي براي اينكه در حال و هواي جنوب قرار بگيرد به يكي از بنادر جنوبي (احتمالا بندر ميناب) سفر كند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:43 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني العربيه، وليد بن طلال با 17 ميليارد دلار دارايي همچنان در صدر اين فهرست قرار دارد. برپايه اين خبر، ثروتمندان عرب امسال 12 درصد از دارايي خود را از دست دادهاند و مجموع ثروت آنان به 200 ميليارد دلار ميرسد. وليد بن طلال نخستين بار جزئيات داراييهاي خود را فاش كرده است. دارايي شركت المملكه كه وليد 95 درصد سهام آن را در اختيار دارد 7 ميليارد و 980 ميليون دلار برآورد شده است. ثروت وليد در دو شركت ال بي سي و روتانا هم به يك ميليارد و 610 ميليون دلار ميرسد.وي همچنين سه ميليارد و 200 ميليون دلار سرمايهگذاري در بخش مستغلات دارد. ارزش وسائط نقليه وليد بنطلال از جمله سه هواپيما و دو بالگرد و چندين خودروي گرانقيمت خصوصي بيش از 800 ميليون دلار است. پس از وليد بن طلال، ناصر الخرافي رئيس شركت الخرافي كويت ثروتمندترين مرد عرب است. ارزش داراييهاي او 9 ميليارد و 600 ميليون دلار اعلام شده است. در اين فهرست اسامي مردان ثروتمند عرب كه بيش از يك ميليارد و 100 ميليون دلار ثروت دارند آمده است. معن الصانع رئيس هيئت مديره شركت السعد عربستان با ثروت 9 ميليارد و 300 ميليون دلار در رتبه سوم اين فهرست قرار گرفته است. از 10 مرد ثروتمند عرب 6 نفر تبعه عربستان هستند. در ادامه اين فهرست، اسامي شيخ محمد بن عيسي الجابر با دارايي 8 ميليارد و 800 ميليون دلار، محمد العامودي 8ميليارد و 800 ميليون دلار، عبدالعزيز الغرير 7 ميليارد و 800 ميليون دلار، خانواده بنلادن 7 ميليارد و 200 ميليون دلار و خانواده العليان 7 ميليارد و 200 ميليون دلار، خانواده كانوي بحرين با 6 ميليارد و 100 ميليون دلار و سعيد خوري ميلياردر فلسطيني با 6 ميليارد دلار قرار دارند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 9:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرگزاري فارس: دبير همايش زبانشناسي و مردمشناسي لارستان گفت: هفته تاريخ لارستان كهن، بيستم تا بيست و هفتم اسفند ماه سال جاري همزمان با همايش تخصصي بينالمللي زبانشناسي و مردمشناسي و هفته وحدت در لارستان برگزار ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، بهزاد مريدي ظهر امروز در جمع خبرنگاران افزود: برنامههاي اين هفته با هدف بازپويايي و پاسداشت فرهنگ عامه (فولكور) جنوب و مشاركت همه اقشار همزمان با كنفرانس تخصصي در پارك شهر لار برگزار ميشود. مريدي با اشاره به ضرورت شناخت فرهنگ مناطق مختلف ايران، اين همايش را در راستاي معرفي فرهنگ و زبان لارستاني به تمام ايرانيان دانست و اضافه كرد: هفته تاريخ كهن لارستان با توجه به اينكه در آستانه نوروز برگزار ميشود، نقش موثري در جلب و جذب توريست به اين منطقه از كشور خواهد داشت. اين فعال عرصه فرهنگ عامه ادامه داد: در اين برنامه غرفههاي ثابت هنرهاي تجسمي سفال و صنايع دستي، خوشنويسي، كودكان و عرضه بلوتوثهاي زبان لارستاني و كارتهاي ضربالمثلهاي لارستاني در قالب نمايشگاهي ايجاد خواهد شد. دبير همايش بينالمللي زبانشناسي و مردمشناسي لارستان افزود: هر روز از اين هفته به ميزباني يكي از شهرها و بخشهاي شهرستان لارستان شامل گراش، خنج، اوز، لار و مناطق مختلف لارستان كهن شامل بندر لنگه، بستك، بندر خمير و بندرعباس برگزار ميشود. وي اجراي موسيقي و تئاتر فولكور به زبان محلي را از ديگر برنامههاي اين هفته اعلام و اضافه كرد: همايش تخصصي بينالمللي زبانشناسي و مردمشناسي لارستان در روزهاي 23 تا 25 اسفند ماه در شهر لار و با حضور 500 نفر از ميهمانان داخلي و خارجي برگزار خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 16:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط جهاد كشاورزي هرمزگان، سيد حسن حسيني اظهار داشت: در شرايطي كه اغلب مناطق كشور با سرما روبهرو است و كمبود محصولات سبزي و صيفي در بازار محسوس است، كار برداشت محصول گوجه فرنگي از سطح هزار و 500 هكتار از مزارع پارسيان شروع شده است و تا پايان ارديبهشت ماه نيز ادامه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 16:2 توسط
|
|
||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 15:51 توسط
|
|
|||||
|
|
|
|
|
بلوار معلم، تونل وحشت من واقعا ممنونم، از اداره كهربا متشكرم كه با خاموش كردن روشنايي سطح شهر، معابر، و روشنايي بلوارهاي شهر در هنگام شب به ما اين فرصت را ميدهد تا ستارهها رو در تاريكي شب به خوبي نگاه كنيم و اين طبيعت فراموش شده را دوباره به ياد آوريم و در سكوت و تاريكي شب دل به اين زيبايي ببنديم. حسن اين عمل اداره مذكور به اين است كه ما مي توانيم همانند اجداد خود ساعات و ماههاي سال را از حركت ماه و ستارگان بفهميم . * بلوار معلم را ديدهايد؟ اسمش به نام معلم است كه بايد نورانيت و روشنايي را ترويج كند. اما انگار تونل وحشت است. پر از تاريكي و تيرگي! من نفهميدم كه كاربرد اين پايههاي برق در وسط بلوار چيست؟ اگر براي روشنايي است پس چرا شبها روشن نميشود؟ چون روزها كه هيچ كاربردي ندارد. از آن طرف كه هزينه روشنايي معابر نيز از اهالي ميگيرند. آخه پدر بيامرز لامپ براي شب روشن كردن است؛ به درد روز كه نميخورد؟ گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه هرگز به جايي نرسد فرياد است. علم بهتر است يا ثروت لابد همهي شما كليپ كارتوني وزارت كار وامور اجتماعي را ديده ايد، كارگري بي سواد آينده روشن خود را در باسواد شدن ميداند و اين ديالوگ با مزهي «واي سواد ، آينده روشن، DVD، LCD، اينترنت...» را بيان ميكند. حال سوال، اين طرز فكر در بين جوانان ما چه قدر حكمفرماست؟ خانوادههاي گراشي چقدر به سواد و توليد ثروت از طريق سواد اهميت ميدهند؟ نقش نهادهاي آموزشي ما در القاء كردن توليد ثروت از طريق علم چقدر بوده است؟ آيا دانشآموزان و دانشجويان ما رابطه توليد ثروت و علم را درك كردهاند يا هنوز بايد انشاء علم بهتر است يا ثروت را بنويسند؟ افسوس كه هنوز در كتب درسي مي خوانيم «بابا آب داد، بابا نان داد»* *پانوشت: نويسنده: سينا علیمحمدي حجتان مقبول امسال نيز حجاج شهرمان به طواف كعبه عشق رفتند. انشاالله برگشتني از پهن كردن سفرههاي آنچناني و دعوت آدمهاي سير دوري كنند. و بهتر است چند حاجي با هم باشند و به عنوان وليمه به اقوام خودشان وليمه بدهند و مابقي آن نيز خرج ايتام و بيوهزنان و بيسرپرستان كنند كه خدا را خوشتر است. اگر ما برويم سیر بخوريم و با شكمهاي برآمده آروغ زنان بيرون بياييم، چه دردي را دوا ميكند؟ آيا حجاج ميدانند كه در شهرمان آدمهايي هستند كه با سيلي صورت خود را سرخ نگه ميدارند و ميدانند كه چند نفري در يك اتاق زندگي ميكنند. آيا ميدانند كه با هزينههاي بيست و سي هزار توماني در ماه زندگي ميكنند؟ باز گلي به جمال موسسه امام علي و كميته امداد كه مرهمي بر درد اين افراد هستند. پس بياييم با جهت دهي هزينههاي پذيرايي مشكلي را حل كنيم. مسكن نباشيم بلكه درمان كنيم. بنويسيد تا چاپ كنيم... جوانان دست به قلم ، پيران باتجربه ما در اين ستون منتظر نظرات انتقادي- اجتماعي و پيشنهادات شما هستيم. هي زنگ نزنيد كه اين بنويس و آن ننويس. همت كرده و قلم و كاغذ را برداشته و بنويسيد تا در اين ستون چاپ شود. منتظر ديگران نباشيد. دست ياري به سويتان دراز. منتظرتان هستيم. من را هم آخر هر ماه مجبور میکنند که بنویسم این طوری به من هم کمک کردهاید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 12:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ابوالحسن حسینی :آفریقاییها پر سر و صداترین هستند، بلند بلند حرف میزنند و با صدای بلند میخندند. انگار که میخواهند به همه بگویند که من دارم میخندم. هیکلهای درشتی دارند و از بدن و بنیه بسیار قوی برخوردارند به طوری که با خود میگویی«جون میده واسه اینکه ازش کار بکشی». فکر کنم بردهدارها اینطوری به آنها نگاه میکنند. بیشترشان برای تجارت به اینجا میآیند تا برای کار. هرچه از اینجا به کشورهای آفریقایی وارد کنند برایشان سودآور است بخصوص کالاهای خوراکی و پوشاک. عاشق عطر هستند، از زیورآلات کمتر استفاده میکنند. نوع زیورآلاتشان نیز در نوع خود عجیب است و از طلا کمتر استفاده میکنند، از هیچ چیز هم پروا ندارند و با هر تیپ و قیافهای در خیابان ظاهر میشوند و هرگونه لباسی را میپوشند. بعضی از زنها را دیدهام که در این هوای گرم چیزی به صورتشان میمالند که شبیه دلقکها میشوند. شاید برای حفظ پوستشان در برابر هوای گرم باشد. میشود گفت نوعی ماسک است که بیشتر میتوانید در مراکز زیبایی از اینگونه چهرهها ببینید. با این حال با همین حالت و داشتن چهرهای بامزه و نسبتا زشت به بازار میآیند و خرید میکنند. فکر نکنم هیچ ایرانی حتی برای یک بار در عمر خود در جلوی عموم این گونه ظاهر شود. اروپاییها و آمریکاییها را نمیشود از هم تشخیص داد مگر این که با آنها هم صحبت شوی. آن وقت از طرز صحبتشان میتوانید به ملیتشان پی ببرید. بیشتر برای تفریح و خرید آمدهاند تا کار و اگر در اینجا مشغول کار هستند پستهای خوب و مهمی دارند و از سطح زندگی مرفهای برخوردارند و بیشتر در مناطق بالای شهر و جمیرا دیده میشوند و زندگی میکنند. فقط برای خرید به بازار میآیند و همراه خرید از بافت قدیم نیز لذت میبرند و برایشان جالب است. به خاطر نوع پوششان و متفاوت بودن رنگ پوستشان بیشترین توجه را به خود جلب میکنند. آنها به مغازهها خیره شدهاند و مردم به آنها. با دقت و وسواس خاصی خرید میکنند. هر چیزی را نمیتوان خرید ولی با دیدن چیزهای خاص ذوق زده میشوند و با دیدن نرخ پایین آن سریع خرید میکنند. چیزهای پیش پا افتاده و به درد نخوری که ما روزانه از کنار آن میگذریم و برای ما هیچ اهمیتی ندارد، مثل همان دمپایی معروف هوشین که وقتی راه میروند شلپ شلپ صدا میدهد. تجربه راه رفتن با آنها برایشان لذتبخش است و یا لباسهای سنتی هندی و پارچهها و شالها و دور سریهایی که بیشتر ایرانیها استفاده میکنند در میان زنان اروپایی و آمریکایی از محبوبیت خاصی برخوردار است. ژاپنیها را اغلب در قالب تورهای جهانگردی دیدهام و در بازار کمتر با آنها برخورد کردهام. جالب اینجاست که با وجود شبیه بودن همهی آنها به هم خیلی راحت میتوانی تشخیص دهی که اهل کدام کشور هستند، ژاپنی هستند یا فیلیپینی یا چینی و جالبتر اینکه آنها به ما ایرانیها میگویند که چقدر شبیه هم هستید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:27 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سيد محمدحسن آيتاللهي: نان مصرفی خانه در منزل پخته میشد، زنانی چون ننه برفی، زبده، زن مشهدی عبدالله، ننه کوچک، کل زهرا به تناوب در منزل نان میپختند که به تپتپی معروف است. ننه بگم و کل زهرا و برفی خریدهای خارج از منزل را انجام میدادند و قبل از اینها ننه قدم بود. سکینه صفر هم برای خرید، هم برای چرک کردن زنان در حمام، زنی بیوه از خوانین لار به اسم کربلایی کوچک داشتیم که با لباسهای قدیمی و قد کوتاهی که داشت و بر اثر عدم زایمان و عقیم بودن حالت شاداب و سرزندهی خود را بر خلاف زنان لار حفظ کرده بود، داشتیم و خیلی هم او را دوست داشته و او را برای شوخی و خنده اذیت میکردیم (چیزی شبیه شیطنت بچهها) آقا دستور داده بودند که او چون خانه نداشت کنار منزل، خانهای قدیمی و نیمه مخروبه را برایش اجاره کرده و در آنجا زندگی میکرد، زندگی سادهای داشت، همیشه نهار برایش میبردیم و مدتی به همین بهانه پیشش میماندیم و گوش به قصهها و نقلهای او میدادیم. گاهی خود غذا میپخت، اما با وسایل ساده آن روزها، ظرفی گلین و اجاقی قدیمی به نام کِلَکو. بیبی معمولاً مرغ و خروسهایی را که هدیه میآوردند به خانه او میفرستاد تا هم تنها نباشد و هم از آنها سرآوری کند، هنگام عید گاهی صاحب چند جوجه کوچک و زیبا هم میشدند. کربلایی کوچک اتاقی داشت که حکم گنجینه سربسته ی او را ایفا میکرد، کسی حق نداشت به آن نزدیک شود، همیشه در آن قفل بود، گاهی یواشکی درش را به ترفندی میگشودیم و نگاهی به داخل آن میانداختیم کنجکاوانه به اشیای درون آن دست میزدیم، بیچاره پیرزن تا می فهمید داد و قالش به آسمان میرفت و شکایت به بیبی که خلاصه بچهها را منع کند، اما کو گوش شنوا؟ بیبی هم نه در تأیید ما بلکه به خاطر شیطنتهایمان میخندید، به هر حال اتاق اسرار مگوی او بود که اشیای که از خوانین و دوران پر رونق زن خان بودن و این قبیل مسایل داشت و به ارث برده بود در آن نگهداری میکرد، دامنی داشت پرچین و کشی بود و چادر و چاقچوری با مقنعهای اینها را در صندوقچهای در همان اتاق نگهداری میکرد. گاهی که به اصرار ما آنها را میپوشید بسیار زیبا و شبیه زنان حرم و سوگلیهای زیبای عهد قاجار میشد. وسمه ای به پیشانی روی ابروها می کشیدند و ابروان را به هم وصل می کردند، نقطهای قرمز رنگ هم در وسط آن میگذاشتند که بین دو ابرو قرار میگرفت. گونهها و لبها را با سرخاب قرمز میکردند، موها را شانه کرده و گاهی رنگ میزدند و از فرق سر دو قسمت کاملا مساوی کرده و چارقد سفید رنگی که اطراف آن ملیله دوخته شده بود به سر میکردند و زیر آن را با قزن میبستند و از دو طرف گونهها موهای مشکی رنگ شده و روغن زده براق مقداری از زیر چارقد بیرون میآوردند، چشمها را توتیا میمالیدند و بوی خوش مورد یا دیگر گیاهان خوشبو استفاده کرده روی این چارقد را با چادری که چون کیسه بود میپوشاندند و آنگاه مقنعهای هم میانداختند. این کربلایی کوچک در آن اتاق اسرارآمیزش و در آن صندوق (یخدان میگفتند) اسرارآمیزترش اینها را از گذشته نگهداری میکرد که گاه به اصرار ما و برای نشان دادن اهمیت خود در زمان های گذشته و این که زن سوگلی فلان خان لار بوده است (معمولاً میگفت زن زادانخان که از نه سالگی به ازدواج او در آمده و چون بچهدار نشده او را طلاق گفتهاند و سپس زن جد حاج علوی لاری شده و پس از طلاق از او از مخارج مهریهاش به کربلا رفته و بعد از آمدن از کربلا چون خانهای نداشته در کنیسای یهودیان لار که حال مسجد شده بود و در محلههای پشت مسجد جامع و نزدیکیهای محله کوو قرار داشت زندگی میکرد که از میوه درخت آن مسجد که چیزی شبیه سنجد تازه بود برایمان هدیه میآورد، میوه لزجی بود، نمیخوردیم برای خنده و شوخی به دیوار میکوبیدیم، چیزی مثل آب بینی به دیوار آویزان میشد و موجب خنده ما بچهها. از محاسن کربلایی کوچک این بود که هیچ وقت عصبانی نمیشد، بلکه همیشه زنی شاد و شنگول بود، اما بگویم برایتان از این که در زمستان به پشت بام منزل که حیاط خلوتی به حساب میآمد و گلی بود میرفت و پس از آب و جارو گلیمی در آفتاب پهن میکرد و در گوشهای از آن مینشست و به وصله و پینه لباس و گیوه خود میپرداخت و ما هم کنارش مینشستیم و او هم قصهها می گفت از وقایع دوران گذشته از زمان سید عبدالحسین لاری یا از منزل خوانین. گاهی هم قصههایی داشت از اذیت کردنش توسط اجنه در شب و گاهی روز که از هیجانانگیزترین قصههایی بود که میشنیدیم و بسیار هم به آن گوش میدادیم، دوست داشتیم همیشه از این قصهها بگوید. تولکی پارچهای داشت که در آن نخ و سوزن و قیچی و خلاصه وسایل دوخت و دوزش در آن بود، معمولاً انگشتانهاش را کِش میرفتیم و او هم بیچاره به دنبالش میگشت و غصه روی غصه که انگار گم کرده است، اما بعد از مدتی به او پس میدادیم و این موجب خندههای سرمستانه و کودکانهی ما میشد. کلکوی او هم در کنار این بساط در پشت بام اول خانه در کار بود که معمولاً غذایی داخل دیگ مسی کوچک یا دیزی گلین آن آبگوشت بود از گوشت نذری که بیبی فرستاده بود با دو تکه سیبزمینی و بادمجان گوجهفرنگی اگر بود فبها و اگر نبود که دیگر هیچ. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:0 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد خواجه پور : از اقتصاد چیز زیادی بارم نیست و واقعاً هم نمیدانم این سودها را که میدهند چگونه میشود توجیه کرد. اما به نظرم میشود مساله شبنامه را به شکل بررسی روابط اجتماعی تحلیل است. اولین نتیجه این فرم از اطلاعرسانی به شکل شبنامه ایجاد فضای اتهام و افترا است. از یک سو نویسندگان که خود را از هفت دنیا آزاد میدانند ضرورتی به رعایت انصاف نمیبییند و از سوی دیگر کسانی که مورد خطاب قرار میگیرند نیز هر کسی را به چشم اتهامزننده خواهند دید. همانگونه که اولین بازخورد این شبنامه به صورت متهم کردن بخشی از شهر به دلیل انگیزههای سیاسی بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 11:11 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در اطلاعیه ی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی آمده است: دکتر اقتداری، هر هفته روزهای شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه ( ساعت 10 تا 30/14 ) در دفتری که در کنار کتابخانه خلیج فارس به ایشان اختصاص داده شده حضور می یابد و مشتاقان و علاقه مندان مربوط به مسائل خلیج فارس به سهولت می تواند از محضر پر برکت و دانش او بهره مند شوند. احمد اقتداری متولد 1304 خورشیدی، در لار در استان فارس است و هم اکنون در تهران زندگی می کند.
محقق ارجمند جناب آقای دکتر احمد اقتداری پس از تقدیم سلام و احترام سپاس و قدردانی عمیق مرا برای اهدای کتابخانه ی گرانبهای خود به مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی که جای خاص در مرکز به آن اختصاص داده شده و از این پس به کتابخانه خلیج فارس موسوم خواهد بود بپذیرید . اقدام جناب عالی مؤید عشق و علاقه عمیق شما به میهن عزیزمان ایران بزرگ و کهن است که بیش از هفتاد سال دل در گرو مهر آن نهاده اید و آثاری بی مانند در باره یکی از کهن ترین و مهم ترین اجزای آن یعنی تاریخ و فرهنگ دریای پارس منتشر کرده اید حقیقت آن است که جناب عالی با گردآوری و اهدای این گنجینه عظیم از پیشینه ی تاریخی و فرهنگی دریای پارس و کرانه های آن عموم محققین این پهنه را وام دار خود ساخته اید . این جانب از سوی هیأت امنای مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی یادداشت جناب عالی درباره اهدای کتابخانه مذکور به این مرکز را با تمام شرایط مندرج در آن می پذیرم و رضای واثق دارم که همه ی کسانی که به مطالعات مربوط به حوزه دریای پارس دل بسته اند از آن کتابخانه و حضور پر برکت جناب عالی در بخش مجموعه های کتابخانه مرکز بهره مند شوند کاظم موسوی بجنوردی رئیس مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی تاریخ 12/9/87 شماره ی 2757 . بسمه تعالی کتابخانه خلیج فارس استاد احمد اقتداری محقق و نویسنده ارجمند به رغم پیشنهادهای پر طمطراق و وسوسه انگیز سرانجام کتابخانه ی اختصاصی خود را به مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی اهدا کرد. این مجموعه مشتمل بر هزاران جلد کتاب و مجله و اسناد و عکس و نقشه های تاریخی به تاریخ نهم آذرماه 1387 به بخش مجموعه های اهدایی آن مرکز انتقال یافت و به جهت اختصاصی بودن گنجینه به نام کتابخانه خلیج فارس نام گذاری شد . مژده ی جان بخش تر چون که استاد اقتداری که عمری را به تحقیق و تألیف و تصنیف درباره تاریخ و فرهنگ کرانه ها و جزایر خلیج فارس سپری کرده است و به خلق آثار گرانبهای بسیار توفیق یافته است به نام وی و رغبت خویش هر هفته روزهای شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه ( ساعت 10 تا 30/14 ) در دفتری که در کنار کتابخانه خلیج فارس به ایشان اختصاص داده شده حضور می یابد و مشتاقان و علاقه مندان مربوط به مسائل خلیج فارس به سهولت می تواند از محضر پر برکت و دانش او بهره مند شوند مرکز دایره المعارف از بزرگواری این استاد ایران دوست در اهدای مجموعه ی خود سپاسگزاری می کند و امیدوار است حضور پر فایده او در این دفتر انگیزه ایجاد و استمرار علاقه و دلبستگی هر چه بیشتر جوانان ایران زمین به تحقیق درباره دریای پارس به عنوان جزء تاریخی سرزمین نیاکان خود شوند . مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 12:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در شماره 24 نشریه پروندهای به نام جریانشناسی گروههای اجتماعی گراش منتشر شد که مقاله اصلی این پرونده بازتابهای فراوانی داشت. در سایت صحبت نو ویژه گراش متن کامل مقاله به همراه بازتابهایی که به دفتر نشریه رسید را خواهیم خواند. جریان شناسی گروههای اجتماعی در گراش محمد خواجهپور: تلاش براي شناختن گروههاي وفعالان اجتماعي و سياسي شهر گراش ميتواند ما را در شناخت راهكارهايي براي رسيدن به نقشهاي جامع براي پيشرفت و توسعه شهر باري كند. هر چند تاباندن روشنايي به اين نقاط شهر بيترديد شاخكهاي حسي اين جريانها را كه فكر ميكنند فعاليت در خفا ميتواند آنان را در رسيدن به اهداف خود ياري كند، فعال خواهد كرد. اين بررسي از این رو مشكل تر خواهد بود كه هيچ گونه پيشينهاي از اين گونه كارهاي جامعهشناختي در شهر گراش و حتي منطقه لارستان وجود ندارد. از سوي ديگر گروههاي اجتماعي در منطقه به شكل محفلي عمل كرده و معمولاً فاقد رسانهاي هستند كه ديدگاههاي آنان را نشان دهد. اين گروهها در واقع كمي فعالتر از يك محفل دوستانه عمل ميكنند و به دليل فقدان اساسنامه و مباني قانوني نميتوان شكل يا عنوان مشخصي را براي آنان تعريف كرد. در اين نوشته كه ميتواند آغازي بر يك پژوهش گستردهتر باشد و حتي با توجه به بازتابهاي آن تكميل گردد. گروههاي موثر اجتماعي با مكانهاي معمول تجمع آنان تعريف شده است. هر چند در این شیوه تقسیمبندی کاستیهایی وجود دارد ولي ميتواند آغاز كار باشد كه برپايه آن بتوان به بررسي خصوصيات و تفاوتهاي موجود پرداخت. نكته مهم اين كه اين نوشته سعي ندارد به خوبيها و بديهاي اين جريانهاي اجتماعي بپردازد و يا حتي وزن آنها را مشخص كند و يا بخواهد نقدي بر عملكرد آنان داشته باشد. بلكه تمام سعي بر اين است كه با متمايز كردن جريانها و گروههاي موجود بتوان در آينده به تحليلهاي اجتماعي و سياسي پرداخت و تحولات جامعه را بررسي نمود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:45 توسط محمد خواجهپور
|
|
||
|
|
|
|
|
سید علی مجلسی:فخرآباد يكي از محلههاي قديمي شهر گراش به حساب ميآيد و بيشتر مردم از روي قبرستان قديمي آن را ميشناسند براي اطلاعات بيشتر از اين محل از يوسف مهيايي كه خانوادهي آنها از ساكنان قديم محل هستند كمك گرفتيم البته قصد هم صحبتي با حاج احمد دانشور كه ايشان هم از قديميهاي محل هستند را نيز داشتيم اما فرصتی جور نشد. درباره پیشینه محله میگویند اين محل از نام شيخ فخرالدين گرفته شده است، شيخ فخرالدين، شيخ بزرگي بوده است و از سوي اهالي داراي احترام زيادي بوده كه بعد از وفاتش در آن محل به خاك سپرده ميشود. مردم نيز از روي ارادتي كه به وي داشتند اموات خود را در كنار قبر شيخ به خاك ميسپردند و كمكم قبرستان بزرگي به وجود آمد. در قديم مردم از روي اعتقاداتي كه داشتند در روزهاي سهشنبه و پنچشنبه به قبرستان ميرفتند و شمع روشن ميكردند و گاهي اوقات نيز نظر ميكردند. در اين قبرستان قدمت برخي از قبرها به بيش از 100 سال هم ميرسد كه در حال حاضر چند سالي هم است كه ديگر دفن ميت در فخرآباد ممنوع شده است. صادق رحمانی در کتاب سبزها، قرمزها معتقد است نام محله در اصل فقیه است که در محاوره فخی گفته میشود این عبارت بتدریج به فخرآباد تبدیل شده است. او در شعر کوتاه گم مینویسید: « در مقبره فقیه با دلتنگی / یک مشت تراب تازه را کردم بو / عطر نفس نفیسه میآمد از او ». از چند مسیر میتوان به این محله رفت. وقتي به آخر خيابان درمانگاه رسيديم به سمت چپ پيچيديم و اینجا محلهي فخرآباد است. اولين چيزي كه توجه را جلب ميكرد آب انبار بزرگ و زيبايي بود كه اطراف آن خانه وجود داشت. جلوتر هم همان قبرستان معروف بود. فخر آباد محلهي عجيبي است شايد اگر كسي با محل آشنا نباشد در كوچه و پسكوچههاي باريك و به هم پيچيدهاش راه را گم كند. كوچههاي بسيار باريك و تو در تو كه انگار همانند سر نوشت آدمي در نهايت به قبرستان ختم ميشود. به گفته اهالي خانهي حيدر از قديميترين خانههاي محل است. آخر محله در امداد رودخانهي معروف یا بهتر بگوییم مسیل «پئت» قرار دارد كه در قديم به هنگام بارندگي آب در گودال بزرگي جمع ميشده و مردم نيز براي شستن لباسهاي خود از آن استفاده ميكردند. در گذشته اهالي براي تامين آب شيرين خود از يك لولهي آب شيرين كه در خيابان آبياري بوده استفاده ميكردند و با پر كردن قمقمه آب را به خانهها ميبردند و همچنين از بركهاي كه در اين محل با پول خود اهالي ساخته بودند آب مورد نياز خود را تهيه ميكردند. زمين ورزشي فخرآباد از زمانهاي قديم جاي مناسبي براي ورزش نوجوانان و جوانان محل بوده كه البته در حال حاضر به منازل مسكوني تبديل شده است. در كنار آن زمين گودالي وجود داشته كه براي تهيه زغال از آن استفاده ميشده و در طرف ديگر زمين هم بركهي مخروبي بوده است كه با كمي بارندگي آب در آن ذخيره ميشده و ورزشكاران از آن آب غير بهداشتي براي رفع تشنگي خود استفاده ميكردند. جوانان قدیم از این زمین خاطرهها دارند که باید بنویسند. محله بسيار ساكت و آرام است، بعد از كمي گشت در محل به يك بقالي كوچكي رسيديم در كنار بقالي پيرمرد كمر خميدهاي نشسته بود به او سلام كرديم و در كنارش نشستيم به صورت عجيبي ما را نگاه ميكرد. هر چه مي خواستيم با او به صحبت بشينيم ممكن نبود انگار صحبتهاي ما را يا نميشنيد يا متوجه نميشد. به هر حال ما او را حاجي صدا كرديم. بيشتر حرفها و سوالات ما با سكوت وي جواب داده شد وقتي از مشكلات محل زندگيش پرسيديم با صدايي آرام و مايوسكننده گفت: مشكلات زياد است و اين حرف را چند بار تكرار كرد و با دستهايش محله را نشان ميداد. مشكلات محلهي فخرآباد چندان متفاوت با محلههاي ديگر نیست. رها شدن آب در سطح كوچهها يكي از آن مشكلات است. طبق وعدهي آسفالت كردن كوچههاي با عرض كمتر از 6 متر بيشتر كوچهها محله بايد آسفالت شوند البته برخي از كوچهها هم كه آسفالت شده بودند با حفاريهاي بعدي خراب شده و وضع بدتري پيدا كرده است برخي از كوچهها هم وضع خوبي دارند و آسفالت هنوز رنگ و جلای تازیگ دارد. وجود يك سطح زباله در كنار قبرستان چندان چشمنواز نیست و بيشتر اوقات بوي بدي در آنجا به مشام ميرسد كه هر رهگذري را با مشكل روبهرو ميكند. يكي از معضلاتي كه ساكنين فخرآباد با آن مواجه هستند نبود روشنايي كافي است كه به هنگام تاريكي هوا محله هم تاريك مي شود كه علاوه بر مشكلات عابرين به دليل وجود قبرستان ترس عجيبي براي كودكان و نوجوانان دارد و بيشتر آنها به دليل ذهنيتهاي كودكانه ي خود در شبها جرات عبور از آنجا را ندارند. يكي از ساكنين محل از كم توجهي مسئولين به ويژه شهرداري به محلههاي قديمي بسيار گلهمند بود، او ميگفت: محلههاي قديمي مشكلات زيادي دارند منظور من فخرآباد تنها نيست بيشتر محلههاي قديمي اينجوري هستند مسئولين وقتي ميببيند مشكل زياد است ميترسند وارد ميدان بشوند. آنها كاري به ما ندارند و ما از اين بيمهريها دلخوریم. مگر چه ميشود كه آقاي شهردار هم همانند شما بيايد اينجا و با ما دربارهي مشكلاتمان حرف بزند ما انتظار نداريم همهي مشكلات را يكجا بر طرف بكند ولي همين كه بيايند و با ما هم صحبت بشوند خود تسكيني بر دل ماست كه ديگر احساس نميكنيم بي كس هستيم. انشالله مشكلات همه مردم حل بشه. او بعد از صحبت با ما بر سوار موتورش شد و رفت. ساعتی تا غروب در حوالی گورستان قدم زدیم. چه دلتنگ است این محله! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:26 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
صحبت نو : شب نامه ای که در آن از فعالیت های اقتصادی در منطقه ی لارستان و گراش انتقاد شدیدی شده بود در آغازین ساعات روز نوزدهم آذر ماه در گراش پخش شد. در این شب نامه ضمن متهم ساختن عاملان این گونه فعالیت ها به ترور اقتصادی و اخلال در نظام اقتصادی کشور، مردم و سرمایه گزاران لارستانی را از عواقب غیرشرعی بودن سود های هشتاد درصدی سپرده گزاران برحذر داشته است. این گروه اقتصادی با توجه به استعداد و توان مالی در لارستان و گراش طی نزدیک به ده ماه توانسته اند، شانزده میلیارد تومان جذب کنند. یکی از سرمایه گزارانی که چهار میلیارد تومان در این بنگاه سپرده است گفت: چنان چه برای این بنگاه اقتصادی مشکلی پیش آید بسیاری از گراشی ها و لارستانی ها به شدت متضرر خواهند شد. پیش از این و در تاریخ دوازدهم آذر ماه روزنامه ی جهان اقتصاد مقاله ای با عنوان هشدار به فعالیت های اقتصادی مشکوک در لارستان به جذب سرمایه های اهالی، خارج از نظام بانکی کشور واکنش نشان داده بود. طراحان اصلی جذب سرمایه های اهالی لارستان در تهران حضور دارند و هر از چندی با تشکیل جلسات در امارات ، لارستان و تهران برای جذب بیشتر سرمایه های مردمی رایزنی می کنند. در بخشی از این شب نامه آمده است:مدتی است عناصر خام و طماع به قصد سودجویی و سوداگریی و با بی اطلاعی از توجیه سیاسی ُ اقتصادی ُ فقهی و حقوقی با تبلیغات فراوان به میان مردم عزیز آمده اند و با وعده سودهای کلان سپرده های ایشان را جمع آوری و به تهران خدمت عناصر رانده شده از وام های کلان دولتی و ورشکسته سیاسی و اقتصادی و سیلی خورده از دولت اصول گرا خصوصا رئیس جمهور شجاع و محبوب جناب دکترمحمود احمدی نژاد ارسال می دارند. الف : توجیه اقتصادی فعالیت اقتصادی این باند در گراش ...... علاوه بر این که به دلیل مبادله با چک های مدت دار که در عرف جاری معمول می باشد هیچ گونه پول نقد مبادله نمی گردد که همیشه در موعد مقرر به سپرده گذاران نقدا پرداخت می شود و دلیل این پرداخت نیز به اصطلاح عرفی آن پول نیز توسط سپرده گذاران دست به دست می گردد. ب: توجیه فقهی عملیات اقتصادی این باند در گراش ........... متاسفانه برخی روحانیون و معتمدان ناآگاه گراش با عمل ربوی فوق الذکر با سپرده گذاری یا سکوت در مقابل آن یا توجیه فعالیت های ربوی به عنوان قالب های شرعی موافقت و همراهی نموده اند این نیز هشداری جدا می طلبد از مبلغان و معتمدان عزیز گراش استدعای اقدام عاجل جهت رویارویی با این وضعیت اسف ناک و هدایت مردم و سرمایه گذاری مولد راه داریم ج: توجیه حقوقی: ........به لحاظ جزایی به استناد بند شش قانون مجازات اسلامی و نظام اقتصادی کشور عملیات جذب سپرده های مردم تحت هر عنوانی هر چند شرعی و قانونی جرم می باشد که مجازات آن پانزده سال حبس و در صورت اخلال در نظام بانکی در شهر گراش نیز مصداق پیدا نموده مجازات آن اعدام می باشد و مراقب و هوشیار باشید تا به تله های شیاطین گرفتار نشوید و دنیا و آخرت خود را اسیر طمع ننمایید. از دیگر سو، برخی با ارسال پیامک گفته اند پخش شب نامه کار آنهایی است که نمی خواهند.... این خبر تکمیل خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 13:53 توسط
|
|
||